هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

سعداللهی Small

رئیس انجمن مدیران صنایع استان در گفتگو با سمنان امروز؛

سیاست‌های اشتباه، صنعت بیمار

مهندس رستم سعدالهی یکی از فعالان حوزه صنعت است که زمان زیادی از تصدی‌گری‌اش بر انجمن مدیران صنایع سمنان می‌گذرد. سوالات زیادی برای گفتگو با مرد گرم و سرد چشیده صنعت و اقتصاد سمنان آماده کرده‌بودیم. اما گفتگوهایمان سمت و سویی دیگر یافت. معضلات سرمایه‌گذاران بخش صنعت، چرایی عدم انتخاب مدیران بومی برای استان سمنان، تسهیلات زودبازده نافرجام و معضلات مالیات بر ارزش افزوده از اهم گفتگوی نسبتا طولانی ما بود. هرچند این گفتگو قرار بود یک گفتگوی صرفا اقتصادی باشد اما گاه رنگ و بویی سیاسی به خود گرفت.


 

مدیرانی که مشکل‌آفرین هستند را به گلوله باید بست!
ابتدا باید از حسن نیت و حسن همکاری همه جانبه و حمایت و همراهی خالصانه آقای دکتر خباز استاندار معزز و سختکوش در حوزه صنعت، تولید و اشتغال صمیمانه و خالصانه تشکر نمایم و بعد بپردازم به گفتگوی خودمان.
یکی از بزرگ‌ترین معضلات کشور ما این است که، مدیران و بعضی از دستگاه‌های دولتی به جای تدبیر برای حل مشکلات مردم، دغدغه حفظ میزشان را دارند. مادامی که چنین تفکری در بین تعدادی از مدیران غالب است شرایط جامعه بهبود نخواهدیافت و روز به‌روز بدترخواهدشد. این مشکلی است که قاعدتا شرایط جامعه را روز به روز بدتر می‌کند و امیدی به بهبود نخواهیم‌داشت.
مدیر باید از وارد مشکلات شدن،ترس و واهمه‌ای نداشته‌ باشد. تعدادی از مدیران ما افراد محتاطی هستند که برای آن‌که دچار مشکلات احتمالی نشوند فقط به انجام کارهای روزمره می‌پردازند تا مبادا دچار معضلی شوند. البته به نظرم حق هم دارند چون اگر در ارتباط با اجرای کارهای درست اتفاقی برای آنها بیفتد بعد از آن، کسی از آن‌ها حمایت نخواهدکرد. مشکل دیگر مدیران این است که ارائه درست از عملکرد و آمار ندارند و تنها می‌گویند که کارها به درستی انجام شده‌است.

 

مدیران غیر بومی در استان مدیرپرور!
در شهر یا استان، ما همیشه در جستجوی این بودیم که مدیری را از شهری دیگر برای این استان و یا شهرستان بیاوریم و مدیران غیربومی منتخب برای سمنان هم یا نزدیک به زمان بازنشستگی‌ بودند و یا تا به‌حال سابقه مدیریتی در پرونده‌شان دیده نمی‌شده، و یا اشخاصی هستند که معنی واژه مدیریت برایشان مفهومی ندارد. سوالی که در این حوزه وجوددارد این است که آیا هیچ‌یک از نوابغ سمنانی که در سطح کشور به امور مختلف گمارده شده‌اند برای استان سمنان نمی‌توانند کارایی داشته‌باشند؟!

 

سید طاهر پدر صنعت استان
تجربه ثابت کرده است که مدیران بومی، در کار و فعالیت‌شان موفق‌تر بودند. نمونه‌های زیادی داریم که یکی از نمونه‌های بارز که اثرات غیر‌کتمانی می‌تواند داشته باشد، سید طاهر طاهری است که به‌عنوان پدر صنعت استان، صنعت استان را زنده کرده است. 
در شرایطی او توانست به صنعت سمنان سامان بخشد که بعضی از مسئولین استان، در تریبونی که در اختیار داشتند، اعلام می‌کردند سرمایه‌گذاری که وارد استان می‌شود ایمان ما را از شهر بیرون می‌برد. آن‌ها معترض بودند و مدام مدیران کل را به همین دلیل مورد شماتت قرار می دادند. ورود افراد سرمایه‌گذار با ماشین‌های مدل بالا را باعث تغییر فرهنگ شهر می‌دانستند که نباید رخ می‌داد. در آن شرایط و با وجود قانون شعاع 120 کیلومتری، شهرک صنعتی سمنان تاسیس شد. با همه این موارد، سرمایه‌گذاران 5-4 ماه در نوبت بودند تا بتوانند زمین دریافت‌کنند. سوال این است که چه تفاوتی از آن زمان تاکنون حادث شده‌است که فردی برای سرمایه‌گذاری در بخش تولید و صنعت پا پیش نمی‌گذارد و با شهرک صنعتی نسبتا راکد مواجه هستیم؟! چرا باید به جای آن‌که بخواهیم به ارزش افزوده تولیدات صنعتی‌مان بیندیشیم مدام باید به دنبال راهکار برای عدم تعطیلی کارگاه‌ها و کارخانجات باشیم؟!

 

مدیرانی که برای ارائه آمار، صنعت سمنان را به ورطه نابودی کشاندند!
شاید دلایل را بتوان در عدم داشتن استراتژی صنعت یافت. بزرگ‌ترین ضربه به صنعت و بخش تولید زمانی واردشد که بدون هیچ برنامه و چشم‌انداز و ایجاد زیرساخت لازم و ضروری تولید، تنها برای ارائه آمار بیشتر، بدون لحاظ کردن ظرفیت‌ها تنها مشغولیت مدیران اعطای مجوز تولید شد. بعنوان مثال در شهرستان سمنان که آن زمان مهدیشهر و سرخه را نیز شامل می‌شد، تعداد زیادی کارخانه تولید ماکارونی، مجوز دریافت کردند، در حالی‌که در شهرستان‌های اطراف هم چندین کارخانه مشابه فعالیت می‌کردند. استنباط مدیران هم این بود که تولید مازاد منجر به صادرات می‌شود بدون آن‌که بدانند صادرات شرایط خاصی می‌طلبد. نتیجه این شد که قریب به اتفاق این کارخانه‌ها و یا واحدهای تولیدی دیگر شبیه کارخانجات کاشی در حال تعطیلی هستند، صنایع غذایی ما شرایط مناسبی ندارد، صنایع کانی روزهای خوبی را نمی‌گذراند و...

 

معادن بی‌شمار هم نتوانستند صنعت این استان را نجات دهند!
درست است که استان ما استانی معدن خیز است ؛ به طور مثال این استان معادن گچ بسیاری دارد. 44 تا 45 کانسار معدنی اکتشاف و به مرحله تولید رسیده‌است. اما آیا همه این‌ها موفق بوده‌اند؟! اگر به‌جای همه این واحدهای گچ یک کنسرسیوم تاسیس می‌شد امکان موفقیت بیشتر نبود؟ مجوزهای بی‌برنامه و بیش از نیاز ملی باعث شده تا تولیدکنندگان، برای رقابت نرخ فروش را کاهش‌دهند و به دلیل فروش مناسب، فقط بخشی از ظرفیت تولید کارخانه‌ها فعال است و متاسفانه این روند تولید تماما زیان است و پس از مدتی این شرایط محکوم به شکست خواهد بود. ‌‌‌
ابتدا اگر استراتژی صنعت تعریف و براساس آن، نیازهای کشور در وزارت صنایع، احصاء و تعداد تولیدکنندگان مشخص می‌گردید و نظارت انجام می‌شد آیا وضعیت صنعت این چنین بود؟ به طور یقین باید گفت خیر. بعنوان مثال در صنعت خودروسازی تنها چند شرکت خودروساز بصورت انحصاری تولید می‌کنند و نظارتی از سوی دولت با توجه به ذینفع بودن‌شان، صورت نمی‌گیرد. در حال حاضر در کشورمان 49مجوز خودروسازی صادر شده‌است!
در کشوری مثل آلمان تنها 3 شرکت تولید خودرو فعالیت می‌کند. در کشور چین 39 شرکت که قرار است تا پایان سال آینده به 5 شرکت تقلیل یابد.حال با این شرایط در کشور ما که حدود 49 کارخانجات خودروسازی مجوز گرفته‌اند فکر می‌کنید آینده این خودرو سازها در صورت به بار نشستن تولید آنها روشن خواهد بود؟

 

از زمانی‌که پنجمین اقتصاد منطقه در دستان ما بود تا...
در سال‌های گذشته که کشور کره بخشی از امتیاز شرکت دوو را به آمریکا واگذار نمود دولت این کشور، برای عدم تداخل کاری شرکت‌های خودروسازی از شرکت دوو خواست که به جای تولید خودرو به تولید لوازم خانگی بپردازند و حمایت دولت کره‌جنوبی از سه شرکت بزرگ خودروسازی منجر به موفقیت‌های جهانی آن‌ها شده‌است. چرا ما نتوانستیم این‌گونه در برابر صنایع باشیم؟در زمان انقلاب ما پنجمین اقتصاد منطقه را در اختیار داشتیم. کره در آن زمان رده بیست و هشتم یا بیست و نهم را در این حوزه، در اختیارداشت. چه اتفاقی افتاده که کشورهایی که اختلاف قابل توجهی با ما داشتند حال قابل مقایسه نیستند؟! 
در زمان ابتدای انقلاب و دفاع مقدس، اعتماد به جوانان این مرز و بوم تجربه خوبی بود. چرا باز از کنار این تجربه موفق می‌گذریم؟! متاسفانه ما یا سیاه سیاه را می‌بینیم یا سفید سفید و بین این دو را نمی‌بینیم.

 

رفتارهای سیاسی غلط و متضرر شدن صنعت و اقتصاد
رفتار سیاسی ما در یکی دو سال گذشته چنان ضربه وحشتناکی به کشور واردساخته‌است که به سادگی قابل حل شدن نیست. یکی از این ضربه‌های وحشتناک هنگام حمله به سفارت عربستان واردشد. چرا این موضوع مدیریت نشد؟ چون فرد لایق و کاردانی بر این‌ها مدیریت نمی‌کرده‌است. ما از کشورهایی حمایت می‌کنیم و همان کشورها بر علیه ما در مجامع بین‌المللی رای می‌دهند!! باید به فکر اصلاح باشیم.
بحث این نیست که شخصی که این کار را انج

ام می‌دهد چه مقدار از رفتار خود یا اثرات آن باخبر است. بحث شخص نیست. سیستم در مجموع مشکلاتی دارد که مدیران لایق و کاردان با درایت باید بتوانند واقعیت را تجزیه و تحلیل کنند تا بتوانیم به نتیجه درست برسیم.

 

مدیران پروازی تا کی؟!
در بخش تولید همان‌گونه که گفتم یکی از مشکلات عدم استفاده از مدیران بومی است. حال که مدیران غیربومی در استان بکارگیری شده‌اند چرا آنها که لایق و کاردان هستند بسیار زود جابجا می‌شوند؟! و با این جابجایی‌ها چه افرادی منتفع می شوند. 
ما مدیرانی در سطح استان داریم که خانواده‌شان در اینجا سکونت ندارند. این افراد آیا می‌توانند مدیر اثربخشی برای ما باشند. مدیران پروازی تا کی؟! این افراد با پیشامد هر اتفاقی می‌خواهند نزد خانواده بروند و در روند کارها خلل وارد خواهدشد.

 

سوال از وزیر کشور: چرا دکتر خباز بعنوان استاندار سمنان برگزیده شد؟!
جناب آقای وزیر اولین سوال این است که جناب آقای دکتر خباز با توجه به اینکه سابقه اجرایی نداشت برای استانداری سمنان انتخاب شد. حتما و یقینا توانایی و توانمندی‌های علمی و مدیریتی داشته‌اند که جنابعالی و هیات محترم دولت مجاب گردیدند ایشان را به عنوان استاندار سمنان انتخاب نمایند. 
لذا با عنایت به موضوع فوق این سوال پیش می‌آید که جناب رئیس جمهور چرا خودشان می‌خواهند دو دوره ریاست جمهوری برعهده‌شان باشد تا برنامه‌هایشان را بطور کامل اجرایی نمایند و چرا خود حضرتعالی برای وزیر شدن مجدد لابی‌های زیادی انجام می‌دهید. آیا بخاطر رسیدن به اهداف و اتمام برنامه‌های ناتمام شما نیست؟
استاندار هم باید فرصت 4 ساله‌ای برای اجرایی‌شدن برنامه‌هایش داشته‌باشد. مدیران دیگر هم به همین شکل.

 

با این جابجایی‌ها چه افرادی منتفع می‌شوند؟! 
حال که سکان استانداری سمنان را به دکتر خباز واگذار کردید و بعد از دو سال فعالیت و تلاش‌های بی‌وقفه این فرد که تمام هم و غم خود را برای شناخت استان گذاشته‌ و مشکلات استان را احصاء کرده و زوایای پنهان استان را شناسایی نموده ‌است، چرا باید زمزمه، جایگزین برای وی هستید، شنیده شود؟
دکتر خباز یکی از دلسوزترین استانداران سمنان در سال‌های اخیر بوده‌اند که برای صنعت و تولید و اشتغال این استان وقت صرف کرده‌اند. چرا باید چنین هیاهویی شنیده شود؟ 
هر شخصی که جایگزین استاندار گردد دو سال زمان می‌برد تا اطلاعاتش‌ در حوزه‌های مختلف در استان سمنان تکمیل شود. آن‌زمان دوره ریاست جمهوری به اتمام می‌رسد و افراد خودشان را برای استان‌های مختلف خواهندگماشت. حال که دکتر خباز این دوره را پشت سر گذاشته‌ باید از تجارب‌شان بهره ببریم نه آن‌که فقط به فکر تغییر نفرات باشیم.

 

شایسته سالاری در انتخاب مدیران وجودندارد
مدیران ما بر اساس روابط انتخاب می‌شوند نه ضوابط. مدیر دستوری که نمی‌تواند کار انجام‌دهد. مدیران ما اگر شایسته باشند قطعا با برنامه کار خواهندکرد.

 

با داشتن غنی‌ترین معادن دنیا در کشور، چرا وضعیت صنعت چنین است؟
صنعت کشور ما به سمت نابودی در حرکت است. مواد اولیه مورد نیاز صنعت در کشور تولید می‌شود. سوال این است که وقتی مواد اولیه در اختیار شرکت‌های خصولتی است یا در اختیار دولت است همچون پتروشیمی‌ها چه دلیلی دارد که هر سال به تعرفه مواد اولیه می‌افزایید اما آن شرکت تولیدی که از این مواد بهره‌مند می‌گردند اجازه افزایش نرخ بالای اجازه افزایش نرخ کالای تولیدشده را بر اساس افزایش قیمت مواد اولیه ندارد؟
مادامی‌که دولت در نرخ‌گذاری تولیدات بدون تامین مواد اولیه مورد نیاز واحدهای صنعتی و تولیدی به قیمت عادلانه (نه قیمت فوب خلیج فارس)دخالت مستقیم داشته‌باشد نمی‌توان به پیشرفت صنعت و تولید کشور امیدی داشت.

 

اصل چهل و چهاری که اجرایی نشد
واگذاری‌های شرکت راه‌آهن و مخابرات مزید بر این حرف است. به چه افرادی این شرکت‌ها واگذار شده‌است؟ این‌ها خصولتی هستند. به افراد و رانت‌هایی که داشتند واگذار شده‌است. 
یکی دیگر از مشکلاتی که گریبان بخش صنعت را گرفته‌است به پس از اختلاس سه هزار میلیارد دلاری بازمی‌گردد. معاون اول وقت رئیس جمهور -که ادعای پاک‌دستی هم داشت - برای آن‌که دولت خود را از چنین اختلاس‌هایی مبرا جلوه‌دهد، بخشنامه‌ای پس از آن اختلاس صادر کرد که طی آن تسهیلات به صنعتگرانی تعلق می‌گرفت که فاقد چک برگشتی بوده و بدهی به تامین اجتماعی و دارایی و دیرکرد اقساط نزد بانکها نداشته باشند. شاید در شرایطی چنین بخشنامه‌ای قابلیت اجرایی داشته‌باشد اما در شرایط اقتصادی که بر سرمایه‌گذاران ما حاکم است نه اینکه مفید نبوده بلکه مضر است.

 

کاغذپاره تحریم، بلای جان صنعتگران!
در زمان ریاست جمهور پیشین هم با طرح تسهیلات زودبازده و طرح‌های ضربتی اشتغال، صنعت را دچار چالش کردند. کاغذپاره تحریم(!) هم بلای جان صنعتگران شد چراکه صادرات و واردات، به طور مثال واردات ماشین‌آلات صنعتی با مشکل روبرو شد. در نتیجه قاچاق کالا شکل و دامنه گسترده‌ای گرفت تا جایی‌که کالاهای قاچاق فاقد کیفیت، نرخ پایین‌تری از کالاهای تولید داخلی داشت و با توجه به وضعیت نامناسب اقتصادی شهروندان، اقبال به خرید کالاهای قاچاق ارزان قیمت فزونی یافت. در نتیجه فروش کالاهای تولیدی کاهش یافت.

 

مالیات بر ارزش افزوده طرحی برای زمین‌گیر شدن واحدهای صنعتی
یکی دیگر از مشکلات پیش روی تولیدکنندگان، مالیات بر ارزش افزوده بود. این طرح غیرکارشناسی که با هدف سرازیرشدن منابع به سمت دولت بود و به اشتباه اجرایی شد تنها برای دولت منفعت داشت چرا که دولت از تمامی فروشنده‌ها در تمامی مراحل مالیات اخذ می‌کند. ما که کارگزار دولت نیستیم که مالیات را در بخش‌های مختلف پرداخت کنیم و باز بخواهیم طی مراحلی بخشی از آن را دریافت کنیم! این نشان‌دهنده این موضوع است که دولت با بخش صنعت همراه نیست! ما نمی‌توانیم مامور دولت در وصول مالیات باشیم. مالیات باید به‌گونه‌ای باشد که در مرحله آخر فروش دریافت شود. 
البته می‌دانم کسبه خرد و جزء هنوز به شرایطی نرسیده‌اند که بخواهند سیستم بگذارند تا مالیات محاسبه و اخذشود. آیا شرکت‌های بزرگ همچون خودروسازی هم نمی‌توانند چنین کاری انجام‌دهند؟!
چگونه دیگر کشورها توانسته‌اند این مشکل را حل کنند و هنگامی‌که در آن کشورها خرید کنید هنگام خروج و در فرودگاه، فاکتور را می‌دهید و مالیات پرداخت‌شده را به شما عودت می‌دهند. چرا آنها تواسته‌اند و ما نمی‌توانیم؟! البته باید بگویم ما می‌توانیم. وقتی ما توانسته‌ایم در جنگ به آن وسعت و عظمت که با تمام ابرقدرت‌ها مقابله می‌کردیم، به پیروزی برسیم نمی‌توانیم توانایی‌مان را کتمان کنیم. چه دلیلی وجود دارد که نمی‌توانیم در چنین کارهای خردی در مقابل آن جنگ، به موفقیت برسیم؟

 

سیاست‌زده شده‌ایم
ما دچار سیاست‌زدگی شده‌ایم. مادامی‌که کشور دچار سیاست‌زدگیست، صنعت رشد نخواهدکرد و پیچیدگی اقتصاد را شاهد خواهیم‌بود. ما باید بین سیاست‌زدگی و اقتصاد یک مورد را برگزینیم. همه در امر اقتصاد دخالت می‌کنند و آیا ممکن است که همگی کارشناس امور اقتصادی باشند؟! اگر اقتصاد در جایگاه خودش باشد می‌تواند پیشرفت کشور را به‌دنبال داشته‌باشد. برون‌رفت از این مشکل، همانند زمان جنگ، همت جمعی می‌طلبد. مردم همیشه در صحنه حضور دارند اما این عدم مدیریت است که باعث پیمودن راه‌های نادرست می‌شود.

 

دکتر خباز با بخش صنعت همراه است
پس از اجرایی‌شدن بخشنامه مذکور، وقتی واحدهای صنعتی نتوانستند تسهیلات دریافت کنند، روز به‌روز شرایط وخیم‌تری را تجربه کردند. بدهی‌هایشان به اداره مالیات و تامین اجتماعی بیشتر شد. دولت یازدهم بخشی از تسهیلات را با عنوان رونق تولید در اختیار واحدهای صنعتی گذاشت تا اشتغال رونق بگیرد. بخشی از بخشنامه هم لغو شد. 
برخی از واحدهای صنعتی علی‌رغم وجود چک برگشتی و معوقات بانکی موفق به اخذ تسهیلات شدند که استان سمنان در این خصوص بسیار موفق عمل کرد. همراهی جناب استاندار در تمامی ستاد تسهیل موجب توفیقات حاصله بود. البته با توجه به بدهکاری‌های زیاد واحدهای صنعتی، تسهیلات دریافتی کمک مورد نظر را به اشتغال نکرد و بخش عمده تسهیلات به پرداخت بدهی‌ها اختصاص یافت. در دولت دوازدهم هم طی یک سرفصل جدید تسهیلاتی اعطا می‌شود که می‌تواند منجر به رونق صنعتی شود. اما باید تدبیری برای واحدهایی که برای دریافت تسهیلات، وثایقی ندارند اندیشید.

Back to Top

Template Design:Dima Group