هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

18390208111792391471601061033175201732251

آرش پورعلیزاده در گفتگوی اختصاصی با سمنان امروز:
فرهنگ جامعه ما به دنبال ظواهر است

«چشم‌های تو قهوه ترک است!» این نخستین مصراعی بود که از او خواندم و آن کلمات آن‌قدر شورانگیز بودند که مرا وادارند تا شعری با این مطلع را بارها و بارها بخوانم. نامش را در اینترنت جستجو کردم و به وبلاگی رسیدم که شعرهایش را در آن انتشار می‌داد؛ دریایی از عاشقانه‌ها بود که سادگی در آن موج می‌زد. می‌شد فهمید که این اشعار از دل برآمده‌اند. بعدها که از آن وبلاگ‌نویسی دست کشید، باید منتظر می‌ماندم تا جایی به طور اتفاقی با شعری از او برخورد کنم؛ تا این که به طور اتفاقی در نخستین کنگره شعر مدافعان حرم با خودش برخورد کردم! فرصت را غنیمت شمردم و دقایقی با او به گفتگو نشستم. شرح این گفت و شنود را از نظر می‌گذرانید.

برخی از کارشناسان بر این باورند که حوزه شعر زمانی به کمال خود می‌رسد که تمامی جریان‌های شعری در ساحت‌های رسمی حضور داشته باشند و به رسمیت شناخته شوند. چقدر با این دیدگاه موافقید و به نظر شما مجال بروز برای همه جریان‌های شعری در کشور ما وجود دارد؟
پاسخ به این پرسش به این موضوع بستگی دارد که کدام مرجع را عامل رسمیت بخشیدن به جریان‌های شعری بدانیم. آیا این مرجع دستگاه‌های متولی فرهنگ هستند یا خوانندگان اشعار؟ ممکن است خوانندگان، اقبال خود را نسبت به جریان‌های شعری با خرید آثار نشان دهند و البته این که ما بخواهیم الزاما همه جریان‌ها را به رسمیت بشناسیم به اعتقاد من لطفی ندارد.

برخی از اشعار فارسی همچون اشعار مولانا، در جهان علاقه‌مندان پروپاقرصی دارند و این نشان می‌دهد که شعر ما می‌تواند جهانی شود. با این وجود چرا ما امروز اشعاری نداریم که در جهان خواستار داشته باشد؟
بخشی از این اشکال به جبرهایی همچون فراگیرتر بودن زبان انگلیسی و عربی در جهان به نسبت زبان فارسی مربوط می‌شود که ما مقصر آن نیستیم و بخشی دیگر، به جریان‌های سیاسی در دنیا مربوط می‌شود که می‌کوشند اشعار ایرانی را کم‌رنگ کنند. برخی گمان می‌کنند که این مسأله که عده‌ای دائما در حال حذف کردن ما هستند یک توهم است؛ اما واقعیت آن است که جریان‌هایی با گرایش ایران‌ستیزی در دنیا وجود دارند که درصدد بی‌اهمیت جلوه دادن اندیشه و هنر ما هستند.
این جریان‌ها اگر هم بخواهند به بخش‌هایی از فرهنگ ما توجه کنند، بخش‌هایی را مدنظر قرار می‌دهند که در برابر جریان کلی کشور ساز مخالف می‌زنند. وابستگان به آن جریان جهانی، از جریان‌های مخالفی که اهداف خاصی را در ایران دنبال می‌کنند، پشتیبانی می‌کنند؛ البته این سخن من جامعیت ندارد و ممکن است موارد استثناء هم وجود داشته باشد.

شاید قیصر چهره‌ای جهانی شود...
اما فارغ از این، ما باید قدری صبور باشیم تا زمان بگذرد؛ شاید روزی چهره‌ای همچون قیصر امین‌پور یک چهره جهانی شود و شاید در آینده نام اهالی هنر ایرانی را بیش‌تر درر دنیا شنیدیم و این نام‌ها برای دنیا آشناتر شدند. ضمن آن که آثار شعرای معاصر هم باید ترجمه شود و بخشی از مفاهیم آن به این واسطه از دست می‌رود؛ بنابراین باید زمان بگذرد تا مفهوم شعر معاصر به درستی به گوش مردم جهان برسد.

در کشور ما برخی از محتواها از کتب درسی حذف شده است؛ چنان‌که آقای اسماعیل امینی می‌گوید ما مفهوم «عشق» را –که از مفاهیم ریشه‌دار در ادبیات ماست- به دانش‌آموزان آموزش نمی‌دهیم. به نظر شما چرا این اتفاق افتاده است؟
شورایی در آموزش و پرورش درباره محتوای کتب درسی تصمیم می‌گیرد که البته اعضای آن، آدم‌های بزرگی هستند اما همه‌چیز در اختیار این افراد نیست. گاهی-نه از روی قصد و غرض- در تألیف کتب، چیزهایی به این آدم‌ها تحمیل می‌شود که کار را از اراده آن‌ها خارج می‌کند. چه بسا این افراد سلایق متفاوتی داشته باشند و از فقدان مطالبی در کتب درسی افسوس می‌خورند.
بنابراین این موضوع را در واقع باید از تصمیم‌گیرندگان و کسانی که سیاست‌گذاری‌های کلی را در این زمینه انجام می‌دهند پرسید. اما به طور کلی، مقوله آموزش در کشور ما با مشکل مواجه است. من معلم هستم و از نزدیک این مشکلات را مشاهده می‌کنم. این که رهبر انقلاب سیاست‌های کلی آموزش و پرورش را تعیین و بر تحول در این حوزه تأکید می‌کند، نشاندهنده وجود اشکال در این حوزه است.
هر تغییری در کشور، از نظام آموزشی آن آغاز می‌شود و ما البته نباید در این ارتباط با هیجان‌زدگی عمل کنیم.

تحلیل‌هایی وجود دارد مبنی بر این که شعر معاصر با ضعف محتوا مواجه شده است؛ دیدگاه شما در این ارتباط چیست؟
گاهی کسانی از بیرون به شعر معاصر نظر می‌کنند و این نقص را مشاهده می‌کنند؛ اما آیا این موضوع چالشی در بسیاری از بخش‌های جامعه ما نیست؟ این فرهنگ ماست که به دنبال فرم و ظواهر است و شعر چیزی جدا از فرهنگ ما نیست. باید در این‌باره بیش‌تر اندیشید.

همواره دوست داشتم که بدانم چه عاملی سبب سرودن دو شعر با مطلع «نشسته‌ام سر این میز و کافه تعطیل است» و «چشم‌های تو قهوه ترک است» شده است.
هرچند درست نیست برای شعر از عبارت شأن نزول استفاده شود؛ اما در یک معنای بسیار زمینی‌تر، بیش‌تر اشعار من ناشی از اتفاق‌هاست؛ اتفاق‌های معمولی. من در شرایط عادی شعر را در قالب غزل می‌سرایم؛ اما اگر دیدید که شعرم در قالب چهارپاره و مثنوی و غزل‌مثنوی است، یعنی اتفاق متفاوتی افتاده است!(می‌خندد)

به گمان من شعر «چشم‌های تو قهوه ترک است»، یک شعر طبیعت‌گراست؛ با این نظر موافقید؟ 
مسأله طبیعت‌گرایی در آن شعر به جغرافیای منطقه‌ای که من در آن زندگی می‌کنم، مربوط می‌شود. شاعر نمی‌تواند جغرافیای خود را نادیده بگیرد. البته کسانی همچون فخرالدین اسعد گرگانی هم بوده‌اند که در محیطی سرسبز زندگی می‌کردند اما اشعارشان درباره شتر و اطلال و دمن و... است! پیام نیما این بود که بیاییم از تجربه‌های شخصی‌مان حرف بزنیم و من معتقدم شاعران نیمایی کم‌تر از ما غزل‌سرایان به نیما مدیون هستند. غزل‌سرایان پیام نیما را بهتر دریافت کرده‌اند؛ چنان‌که اشعار نیمایی قیصر بی‌نظیرند.

و سخن آخر.
برخی از افراد اشکال می‌کنند که فقط گروه خاصی از شاعران در جشنواره‌های شعر حضور دارند. این ایراد مثل این است که شما بگویید در تاریخ ادبیات، ما با یک‌سری اسامی ثابت سر و کار داریم. آیا باید شعرای تاریخمان را غربال کنیم و به صورت چرخشی به آن‌ها بپردازیم؟! افرادی که در جشنواره‌ها شرکت می‌کنند، معمولا افرادی هستند که اشعار آن‌ها در کشور با اقبال مواجه شده است و این نکته‌ای است که برخی به آن کم‌توجهی می‌کنند.

انتهای پیام / *

Back to Top

Template Design:Dima Group