هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

یااااااسووووور Small

یاسر هاشمی در گفتگو با سمنان امروز:

آقای هاشمی را اصلاح‌طلب نمی‌دانم/ انگِ اشرافی‌گری را بی‌جهت به ایشان زدند

پنج‌شنبه هفته گذشته و در حاشیه برگزاری پیش‌کنگره حزب کارگزاران سازندگی، موفق شدیم گفتگوی کوتاهی با یاسر هاشمی فرزند مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی داشته باشیم. سمنان امروز ضمن اعلام ناخرسندی خود از شیوه طرح و نحوه بیان انتقادات یکی از مدیران میانی حزب مذکور در استان نسبت به برخی از رسانه‌ها، که بر خلاف مشی احترام‌آمیز و حاکی از ادب مدیران ارشد این حزب در استان صورت گرفت، شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کند.

شما در سخنان خود اشاره کردید که آیت‌الله هاشمی یک اسلام‌شناس و مفسر قرآن بود. از دیدگاه ایشان فقدان کدام شاخصه‌ها، امکان اطلاق صفت اسلامی بر حکومت را سلب می‌کند؟ به دیگر سخن، کدام شاخصه‌ها هستند که اگر حذف شوند، حکومت دیگر اسلامی نخواهد بود؟
ترکیب «جمهوری اسلامی» کامل‌ترین مولفه حکومت اسلامی است که هم واجد مفهوم جمهوریت است و هم واجد مفهوم اسلامیت. این همان هدفی است که انقلابیون به دنبالش بودند و برای رسیدن به آن مبارزه می‌کردند. مبانی حرکت انقلابیون در همه مقاطع مبتنی بر اسلام و پشتوانه آن‌ها نیز حضور مردم در صحنه‌ها بود؛ لذا حکومتی که امام خمینی تعریف کرد، آن را به رأی گذاشت و مردم هم به آن رأی دادند همان «جمهوری اسلامی» بود.
لازم است که در بعد اسلامیت تعمق کنیم و ببینیم که این بعد شامل چه مولفه‌هایی است. بعد جمهوریت نیز باید به دقت مورد تحقیق قرار بگیرد و به درستی تعریف شود تا واقعیت در اختیار مردم قرار بگیرد و انحرافی در حاکمیت ایجاد نشود.

پس از درگذشت آیت‌الله هاشمی، بی‌بی‌سی فارسی با انتشار مطلبی ایشان را رازدار اسرار جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد! و البته از واژه «اسرار» معنای نامطلوبی را اراده کرده بودند. رهبری بارها عنوان کرده‌اند که مسأله پوشیده‌ای در نظام وجود ندارد. واکنش شما نسبت به صفتی که آن‌ها به آیت‌الله هاشمی نسبت دادند چیست؟
من نمی‌دانم که مقصود بی‌بی‌سی از این مطلب چه بوده است اما به هر حال این که آقای هاشمی بخشی از اسرار نظام را در اختیار داشت و هرگز این اسرار را بیان نمی‌کرد و شاید لازم هم نبود که بیان کند امری طبیعی است. البته آقای هاشمی در مقاطعی که لازم بود این اسرار را بیان می‌کرد. این چیز عجیبی نیست. برداشتی که یک رسانه از این مسأله می‌کند به نگرش آن رسانه مربوط است.
به هر حال آقای هاشمی تاریخ انقلاب بود. بخشی از تاریخ انقلاب در محافل و نشست‌های خصوصی که الان هم برگزار می‌شود رقم می‌خورد. برخی از تصمیمات احتمالا ادله پشت‌پرده‌ای داشته است. ایشان کسی بود که از تمامی وقایع سیاسی زمان خود با جزئیات مطلع بود و آن بخش از وقایع که لازم بود مردم در جریان آن باشند حتما با مردم در میان می‌گذاشت.
مطرح کردن آن بخش از وقایع هم که ممکن بود کشور را به سمت انحراف، تنش و تلاطم ببرد قاعدتا ممکن نبود.

آقای خاتمی پس از آیت‌الله هاشمی با شعار «اصلاحات» به عرصه انتخابات وارد شدند. این دست‌کم به معنای آن بود که ایشان نسبت به برخی روندهای حاکم بر کشور انتقاد داشت. در سخنرانی‌هایی که روز پنج‌شنبه در پیش‌کنگره حزب کارگزاران صورت گرفت، چندبار عنوان شد که آیت‌الله هاشمی طالب اصلاح بودند. وجوه ممیزه اصلاح‌طلبی از دیدگاه آقای خاتمی و اصلاح‌طلبی از دیدگاه آیت‌الله هاشمی چیست؟
من آقای هاشمی را به این معنا اصلاح‌طلب نمی‌دانم. آقای هاشمی همواره با افراط و تفریط مخالف بود. روش ایشان اعتدالی بود و تندروی را قبول نداشت. ایشان یک آرمان‌خواه واقع‌گرا بود. بر اساس مصلحت نظام و مردم و بر مبنای عقل، تدبیر و واقعیت تصمیم می‌گرفت. این نوع نگرش در تمام مقاطع زندگی ایشان به خوبی دیده می‌شود؛ چه پیش از انقلاب و چه پس از انقلاب.
لذا من فکر می‌کنم اعتدال، یک حزب نیست بلکه یک منش است که از جانب ایشان برای هر جریانی اعم از اصلاح‌طلبی و اصولگرایی تجویز می‌شد. ایشان می‌خواستند که جریان‌ها افراط و تفریط را کنار بگذارند و بر اساس واقع‌بینی به آرمان‌های خود بپردازند.

در این زمینه با آقای خاتمی اختلاف‌نظری هم داشتند؟
می‌تواند اختلافاتی هم وجود داشته باشد. اکنون ذهن من یاری نمی‌کند. هر فردی می‌تواند با دیگری اختلاف داشته باشد و چه بسا این اختلاف‌ها می‌تواند در موارد مهمی وجود داشته باشد.

یکی از مسائلی که آیت‌الله هاشمی همواره نسبت به آن مطعون بودند، اشرافی‌گری بود. ایشان این مسأله را در خاطرات خود سانسور نکرده‌اند. به طور مثال در خاطرات مربوط به تیرماه سال 72 نوشته‌اند که دهه محرم را برای تفریح به سد لتیان می‌رفتند و با جت‌اسکی به تفریح می‌پرداختند؛ در حالی مردم عادی چنین تفریحاتی نداشته و ندارند و حاکم اسلامی قاعدتا باید در سطح دیگر مردم زندگی کند. دیدگاه شما در این ارتباط چیست؟
اعتقاد من این است که آمال و آرزوی آقای هاشمی رفاه مردم بود. ایشان آرزو داشت که مردم ایران به رفاه واقعی برسند. ایشان می‌توانست مباحث دیگری را مطرح کند که ظاهر این‌چنینی نداشته باشد اما به دلیل تأکید ایشان بر رفاه مردم و مواضعی که ایشان در این ارتباط تبیین می‌کرد، این انگ بی‌جهت به ایشان خورد. به گفته رهبر انقلاب ایشان پس از انقلاب هیچگونه ثروتی بر اموالش نیفزود بلکه هرچه داشت برای نظام و انقلاب هزینه کرد. شما چطور می‌توانید در مورد چنین آدمی بگویید که اشرافی‌گری می‌کرد؟

Back to Top

Template Design:Dima Group