هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

طعم گس

طعم گس پنج‌شنبه‌ها


:: ارغوان مصباحی

پنج‌شنبه است. بر مزار عزیزش حاضر می‌شود. فاتحه‌ای می‌خواند. زیر لب با او دردودل می‌کند. قطره اشکی بر گونه‌هایش می‌لغزد و به یاد روزهای گذشته آه از نهادش بلند می‌شود. 
به دور دست‌ها خیره شده‌است. مردی می‌آید و دست بر قبر می‌گذارد و نجواکنان فاتحه می‌خواند. سلام و علیکی می‌کنند و مرد می‌رود. پدر داغدیده‌ای است که چندی پیش پسر جوانش را در دل خاک گذاشته‌است. همیشه تا چند قبر آنطرف‌تر برای نثار فاتحه می‌رود. او هم به رسم ادب، بر سر قبر پسر مرد حاضر می‌شود و از خدا برای پسر طلب مغفرت می‌کند. در چشمان پیرمرد خیره می‌شود و نگاه غمگینش را به او می‌دوزد... خدا به شما صبر بدهد.
عزم رفتن کرده‌است...
باید بر سر قبور دیگری که خانواده‌هایشان بر سر قبر مادرش حاضر شده و ابراز همدردی کرده‌اند برود. چند قبری هم گویا خانواده‌هایشان فراموششان کرده‌اند و مراجعینی ندارند. برای آنها هم فاتحه می‌خواند. 
با چند نفر از خانواده‌های متوفیان این قطعه بر سر همین فاتحه‌خوانی‌ها دوست شده‌است. آشنایی در گورستان... دوستی بخاطر همسایگی مردگان...
چه دوستی غریبی است... برای مردگانی که نمیشناسد فاتحه می‌خواند. صلوات میفرستد. دعایی می‌خواند. برای کسانی که تا پیش از این نمیشناختشان ابراز ناراحتی می‌کند و از مرگ عزیزانشان متاثر می‌شود... چه دنیای واقعی و تلخی است گورستان...
شاید هم ملس است... نمی‌دانم! هر چه هست بی‌اندازه واقعی است... 

انتهای پیام / *

Back to Top

Template Design:Dima Group