هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

زیباکلام Small

دیپلمات اسبق وزارت امور خارجه در گفتگوی اختصاصی با سمنان امروز از دستاوردهای آمریکا در مذاکرات هسته‌ای می‌گوید؛
حفظ نظام تحریـم‌ها و نمایشی کردن برنامه هسته‌ای ایران!

سعید زیباکلام، دیپلمات اسبق وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، عضو هیأت علمی فلسفه دانشگاه تهران، محقق فلسفه‌های پست‌مدرن و فلسفه سیاست، دارای مدرک کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی انقلاب از دانشگاه برادفورد و دکترای فلسفه علم از دانشگاه لیدز انگلستان است. وی از جمله اساتید فرهیخته دانشگاه تهران بود که در جریان مذاکرات هسته‌ای بارها بیان غیرشفاف موارد توافق‌شده توسط وزارت امور خارجه ایران را مورد انتقاد قرار داد.

زیباکلام آن‌چه که تحت عنوان «بیانیه لوزان» قرائت شد را نیز به سبب تعهدات ایران، صرفا یک بیانیه نمی‌دانست. وی نسبت به توافقنامه هسته‌ای ژنو نیز به سبب فرامتن‌های حساس‌تر از متن، انتقادات تندی داشت. چندی قبل، فرصتی دست داد تا گفتگویی مکتوب با این استاد فرهیخته دانشگاه داشته باشیم. دکتر زیباکلام در این گفتگو به سکوت اکثریت رجال سیاسی در برابر پیامدهای تصویب برجام و دستاوردهای آمریکا در جریان توافق هسته‌ای پرداخته است. شما را به مطالعه این گفتگو دعوت می‌کنیم.

با وجود آن که حضرتعالی جایگاه علمی شناخته‌شده‌ای در کشور دارید، پیش‌تر در پی انتقاد علمی از سیاست‌های دولت به دادگاه فراخوانده شدید؛ اولا آیا رویه برخورد قضایی با منتقدان را آغاز دوره جدیدی از خفقان در محافل علمی می‌دانید یا معتقدید این برخوردها گذرا و غیرسیستماتیک هستند؟ ثانیا آیا شبکه‌های ثروت-قدرتی که شما را ضدانقلاب خوانده‌اند با جریانی که علیه منتقدان اقدام می‌کند، قرابتی دارد یا این دو از هم منفک هستند؟
هوالحق‌الکریم. ماجرا قدری پیچیده‌تر از وجود یک سیاست فراگیر و یکپارچه در عرصه‌ی نظارت و نقادی در تمام نهادهای حکومتی است. با توجه به اینکه عرصه حکومت بطور یکپارچه در اختیار گروه یا حزب خاصی نیست سیاست واحد همسانی هم در این زمینه، همچون بسیاری از زمینه‌های دیگر، وجود ندارد. در نتیجه، مراکز قدرت مختلف، و به میزان قدرتی که دارند، سیاست‌های مختلفی را اعمال می‌کنند.
اگرچه ظاهرا این سخن تناقض‌آمیز می‌نماید لیکن باید تصریح کرد که: نه می‌توان گفت این سیاست‌ها گذرا و دوره‌ای هستند و نه می‌توان گفت دوره‌ی جدیدی از خفقان و اسکات و سرکوب منتقدان شروع شده است: هر یک از نهادهای قدرتمند با توجه به وزن قدرت و عرصه خود و با توجه به شدت و مبنایی بودن انتقادها، با منتقدان برخورد می‌کنند و البته این برخوردها هم از چشم سایر نهادهای قدرت کمابیش رقیب دور نمانده در برخی مواقع و مواضع مورد جرح و تعدیل و نقد قرار می‌گیرد.

سکوت اکثریت رجال سیاسی مایه شرمساری است

یکی از انتقادات حضرتعالی در اوان انعقاد برجام، سکوت دسته‌ای از اصولگرایان در قبال باخت‌ها و داد و دهش‌های خلاف منافع ملی و مصالح انقلاب بود؛ به زعم شما دلایل سیاسی این سکوت چه بود؟ و آیا حجم زیاد انتقادها نسبت به برجام را ناکافی می‌دانستید؟
البته دقیق‌تر است بگویم سکوت «کثیری» از فعالان و تحلیلگران سیاسی، اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب. آری! سکوت اکثریت رجال و اساتید و رسانه‌های سیاسی واقعا مایه شرمساری و تأسف است. علل این سکوت را پیشتر در مقاله‌ای تحت عنوان کالبدشناسی فرهنگ سیاسی ایران معاصر در کتاب خلاف جریان (یک)به تفصیل تحلیل کرده‌ام و علاقمندان می‌توانند به آنجا رجوع کنند.
در مجموع در تحلیل‌های خود باید از چارچوب دوقطبی بسیار نادقیق و اغلب گمراه‌کننده‌ی اصولگرا‌‌ـ‌اصلاح‌طلب عبور کنیم. اگرنه در اکثر مواضع و موضوعات، دست‌کم در کثیری از آن‌ها، هر دو جریان اصلاح‌طلب و اصول‌گرا به یک میزان ناکام از نیل به آرمان‌های انقلاب و منافع ملی هستند. باید تدریجا یاد بگیریم که عرصه‌ی سیاست‌مان را بسیار فراخ‌تر از آنچه تصور می‌شود این دو جریان حامل و دربرگیرنده‌ی آن هستند، ببینیم.

قسمت اعظم تأسیسات هسته‌ای تعطیل شده است

شما پیش‌تر عنوان کرده بودید که دشمنان می‌خواهند عملا تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران را به محاق تعلیق بکشانند و این موضوع کرارا توسط اعضای تیم مذاکره‌کننده تکذیب و به همگان اطمینان داده می‌شد که در روند فعالیت‌های هسته‌ای اخلالی ایجاد نخواهد شد؛ این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در دیدار خود با نخبگان از گزارش‌هایی خبر دادند که از تعطیلی برخی از فعالیت‌های هسته‌ای حکایت می‌کند؛ به نظر شما دستگاه دیپلماسی ایران این تعطیلی‌ها را پیش‌بینی می‌کرد؟
البته دقیق‌تر است بگوییم قسمت اعظم تأسیسات و فعالیت‌های هسته‌ای تعطیل و در برخی موارد تخریب شده‌ است. امّا این تعطیلی و تخریب چیزی نبود که مذاکره‌کنندگان نمی‌دانستند. آن‌ها بر سر یکایک این تعطیل‌ها و تعلیق‌ها و تخریب‌ها با آمریکاییان مذاکره کرده بودند و لذا در اینجا پیش‌بینی کردن و نکردن اساسا موضوعیتی ندارد.

در ادامه پرسش پیشین لازم به تأکید است که رشد چشمگیر دانش هسته‌ای یکی از رویش‌های علمی مهم پس از انقلاب به شمار می‌رود که چنان‌که گفته شد، روند این رشد با اخلال مواجه شده است. اگر برجام را یک «معامله» با غرب بدانیم، از دیدگاه شما، فارغ از این توقف علمی، ستانده‌های غرب در این معامله چیست؟
دستاورد غربیان، برخلاف سر و صداها و اظهارات بعضا عجیب در ایران، نه تنها امر پیچیده و مبهمی نیست که نیاز به تحلیل‌های دور و دراز داشته باشد، که به کرات توسط خود افرنگیان صراحتا اظهار شده است. کافیست حداکثر یکماه برخی از روزنامه‌های تأثیرگذار برجسته سیاسی آمریکا را به همراه دو سه فقره از اندیشکده‌های راهبردی مطرح امنیتی و سیاسی را رصد کنید.

غربیان از معامله با ایران اظهار موفقیت می‌کنند
غربیان و به ویژه همه رجال سیاسی دولت کنونی آمریکا و همه تحلیلگران اندیشکده‌های آمریكایی و همه روزنامه‌نگاران آمریکایی بدون هیچ تحفظی از اینکه با معامله ایران توانسته‌اند برنامه هسته‌ای ایران را هم به مقدار زیادی تعطیل کنند و هم گریزگاه ایران به سلاح هسته‌ای را از حدود دو سه ماه به یکسال گسترش بدهند اظهار موفقیت می‌کنند و عموما آن را یکی از معدود دستاوردهای عمده سیاست خارجی دولت اوباما می‌دانند.
آمریکاییان عموما این را هم اضافه می‌کنند که البته سایر مسائل اختلافی فیمابین ما و «رژیم ایران» پابرجاست. مقصودشان هم از این سخن این است که ما با آن‌ها بر سر برنامه موشکی ایران، بر سر حمایت از تروریسم، و هم بر سر نقض حقوق بشر اختلافات جدی داریم. نیاز نیست گوش به زنگ بنشینیم تا یکی از مقامات دولت تدبیر و راستگویی در مناسبتی، آن هم در خارج از ایران، ناگزیر شود بگوید دستاورد ایران از رفع تحریم‌ها به ویژه در حوزه بسیار مهم و حساس بانکی و مالی «تقریبا صفر» بوده است. خود آمریکایی‌ها علنا و صراحتا می‌گویند تحریم‌ها در سه حوزه اصلی دیگر پابرجاست و این یعنی نظام تحریم‌ها در مجموع سر جای خود باقی مانده است و این در حالیست که عموم مقامات حكومتی و فعالان و احزاب سیاسی در ایران به نحو شگفت‌آور حماقت‌آمیزی یا قاطعانه بر این باور بودند و یا امیدوار بودند که مذاکرات به رفع تحریم‌ها می‌انجامد!

نظام تحریم‌ها ایران را مجبور به مذاکره کرد!
حماقت‌آمیز بود زیرا از ابتدا آمریکایی‌ها به کرات گفته بودند که مذاکرات را فقط برای برچیدن تقریبا کامل برنامه‌ی هسته‌ای ایران شروع کرده‌اند. حماقت‌آمیز بود زیرا مذاکره‌کنندگان ایرانی در مذاکرات می‌دیدند و می‌فهمیدند که فقط و فقط درباره‌ی موضوع هسته‌ای در حال مذاکره هستند. حماقت‌آمیز بود زیرا همانطور که قبل از اتمام مذاکرات و به ثمر نشستن این فاجعه‌ی مشعشع تاریخی به کرّات در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها گفته بودم، بلااستثناء تمام رجال سیاسی اسبق و سابق و حال آمریکایی، تمام تحلیلگران و پژوهشگران اندیشکده‌های راهبردیِ امنیتی‌ـ‌سیاسی آمریکایی، و بالاخره تمام روزنامه‌نگاران آمریکایی علنا اظهار می‌کردند که نظام تحریم‌هاست که «رژیم ایران» را مجبور به مذاکره کرده است و بنابراین، صرف نظر از چگونگی فرجام مذاکرات جاری، شاکله‌های اصلی این نظام باید همچنان پابرجا بماند تا نه تنها «رژیم ایران» ناچار به مصالحه اساسی در برنامه‌ی هسته‌ای خود شود بلکه در سه حوزه دیگر نیز شرایط و خواسته‌های ما را بپذیرد.
بطور چکیده، دستاورد آمریکاییان از برجام اینست که هم برنامه هسته‌ای ایران را به حالت نمایشی درآوردند و هم نظام تحریم‌ها را با کمی كاهش و گاهی افزایش بیشتر حفظ کردند.

عدم پیش‌بینی سازوکارهای راستی‌آزمایی در خصوص اقدامات متقابل آمریکا، از دیگر انتقادات حضرتعالی نسبت به برجام بود؛ اینک که ما به تعهدات خود عمل کرده‌ایم و با این وجود با بدعهدی آمریکا مواجه شده‌ایم، دیدگاه شما در خصوص ادامه روند منطقی اجرای برجام چیست؟
ابتدا لازم می‌دانم مخالفت خود را صریحا با مفهوم «بدعهدی» اعلام کنم. «بدعهدی» چه معنی دارد؟ در تمام قراردادها و عهد و پیمان‌ها، طرفین توافق متعهد به اجرای مفاد و مواد توافق‌شده هستند و هنگامی که یکی از طرفین به بخشی یا همه‌ی مواد توافق‌شده عمل نکند خیلی صریح و روشن و بی‌ابهام نقض عهد و پیمان رخ داده است و طرف یا طرف‌های دیگر می‌توانند مطابق ماده یا موادی در مورد نقض عهد اتخاذ تصمیم کنند.

مفهوم بدعهدی به کار موضعگیری نمی‌آید!
براستی «بدعهدی» چه صیغه‌ای است؟ به نظر من، صیغه یا مفرّی است برای فرار، برای موجه جلوه‌دادن عدم اقدام. متأسفانه مفهوم «بدعهدی» مفهومی فوق‌العاده مبهم و لغزنده‌ است و به کار لغزیدن و سرخوردن می‌خورد و نه موضعگیری و ثبات قدم. به نظر میرسد، اگر به خاطر بی‌تدبیری‌های متوالی دولت تدبیر نمی‌خواهیم یا نمی‌توانیم موضعگیری کنیم و دولت آمریکا را مؤاخذه کنیم دست‌کم استوارانه و شجاعانه اعلام کنیم که: شما این یا آن ماده یا مواد از برجام را نقض کرده‌اید؛ س‍پس اگر خواهان پیگیری آن در سازمان ملل و یا دیوان بین المللی دادگستری هستیم به آن شیوه اقدام کنیم و اگر هم نیستیم همانجا ماجرا را متوقف کنیم.
آری! در سازمان ملل و بویژه در شورای امنیت و احتمالا در دیوان بین المللی دادگستری هیچ آبی گرم نخواهد شد امّا دست‌کم آبرو و حیثیت‌مان مخدوش و مخروب نمی‌شود؛ بنابراین، روند صحیحی که در سطح بین‌المللی موجبات بی‌اعتباری نشود اینست که اعلام نقض عهد و پیمان شود. روشن است که این اعلام در شرایطی مناسب‌تر و با دولتی مقتدر می‌تواند مورد بهره‌برداری قرار گیرد.

پیگیری حقوقی نقض عهد آمریکا در سطح بین‌المللی
ابدا لازم نیست و هیچ ضرورتی هم به لحاظ حقوق بین‌المللی و یا روابط بین‌الملل وجود ندارد که پس از اعلام نقض عهد پیگیری حقوقی صورت نگیرد که اگر هم پیگیری صورت گیرد و دعوی ایران پذیرفته نشود دست حکومت بازتر است تا اینک که از مفهومی فوق‌العاده مبهم و دوپهلو سخن می‌گوییم.

پس از انتشار متن توافق، حضرتعالی و برخی دیگر از اندیشمندان همچون دکتر عماد افروغ، نسبت به عدم انتشار ضمائم توافق، نحوه انتشار متن و عدم بیان شفاف موارد توافق و پاورقی‌های مهم‌تر از متن انتقاد کردید؛ اکنون با گذشت چندین‌ماه از اجرای برجام؛ با درنظر داشتن تأکید چندباره رهبر معظم انقلاب مبنی بر اعتماد به تیم مذاکره‌کننده، به نظر شما آن‌چه که از سوی آمریکایی‌ها انجام شده، بر مبنای فرامتن‌ها و پاورقی‌های ناگفته و نانوشته توافق صورت گرفته است یا این حقیقتا یک نقض عهد آشکار است؟
به نظر می‌رسد که هم آمریکایی‌ها نقض عهد کرده‌اند و هم از توافق‌های نانوشته و احتمالا مکتوب سود می‌برند. دولت آمریکا به عبارتی هم از توبره می‌خورد و هم از آخور. نقض عهد را می‌توان با آنچه رسما انتشار یافته احراز کرد و دید و توافقات محرمانه مکتوب و نامکتوب را هم می‌توان با توجه به آه و ناله و نق‌زدن‌های مسئولان سیاست خارجی و برخی اعضای دولت دریافت.
هیچ دقت کرده‌اید که در تمام موارد اظهارات اعضای دولت درباره تعهدات آمریکا، همواره ابراز نگرانی، گله، اظهار نارضایتی، و پند و نصیحت مشاهده می‌کنیم؟ دیپلماسی کشورهای مقتدر و مستقل هم با همین شیوه صورت می‌گیرد؟ بنده در فاصله‌ی میان ننگین‌نامه ژنو در 3 آذر 92 تا فاجعه‌ی مشعشع برجام در تیر 94، کرارا تذکر داده‌ام که توافقات محرمانه مکتوب و نامکتوب انجام شده است.

اگر توافقات محرمانه آشکار شود، تعجب نخواهم کرد
امروزه و با توجه به قرائن و شواهد متعدد، باید اضافه کنم اگر روزی آشکار شود که چند فقره توافقات محرمانه میان دولت‌های ایران و آمریکا صورت گرفته است اصلا و ابدا تعجب نخواهم کرد.

برخی از جریان‌های فکری در کشور ما بر بی‌فایده بودن و بلکه مضر بودن هزینه‌کرد در حوزه انرژی هسته‌ای تأکید دارند. چند شب قبل از آقای دکتر صادق زیباکلام پرسیدم: «اگر بخواهید یک سوال از دکتر جلیلی بپرسید، آن سوال چیست؟» ایشان پاسخ دادند:«برق حاصله از نیروگاه بوشهر کیلوواتی چقدر تمام می‌شود؟: پاسخ شما به این پرسش چیست؟
این قبیل سؤالات البته بیشتر برای سخنرانی‌های خطابی و مناظرات نامزدهای ریاست‌جمهوری مناسب است. مناظرات همین چند هفته گذشته میان دو نامزد ریاست جمهوری آمریکا را عموم ما کمابیش دیده‌ایم. این قبیل سؤالاتِ در واقع بی‌ربط به حوزه‌ و عرصه مسئولیت مخاطب سؤال، تنها به درد تهییج احساسات شنونده یا خواننده می‌خورد. این قبیل «عکس مار نشان دادن‌ها»، متأسفانه ذره‌ای ما را در جهت شناخت مسائل و معضلات‌مان، و نحوه درست مطالبه حل آن‌ها از نهادهای سیاسی مسئول کمک نمی‌کند.

مذاکره‌کنندگان سیاسی چه نیازی به دانستن هزینه تولید برق دارند؟!

براستی در كجای دنیا، دیپلمات‌های مسئول مذاكره سیاسی با كشورهای دیگر می‌دانند و یا باید بدانند كه فی‌المثل برق حاصله از فلان نیروگاه چقدر تمام می‌شود؟ منصفانه و غیرجانبدارانه از خود سؤال كنیم: مذاكره‌كنندگان سیاسی كشوری، هر كشوری، كه در عرصه‌ی احراز حق و حقوق سیاسی به مذاكره با نمایندگان سیاسی كشورهای دیگر می‌پردازند چه نیازی دارند كه بدانند هزینه نه برق حاصله از فلان نیروگاه، كه هزینه تولید برق در كل كشور خود، كه هزینه واردات برق از كشورهای مجاور، كه هزینه ...؟
جای سؤال ندارد كه مگر شخصیت‌های سیاسی در مذاكرات سیاسی قرار است درباره‌ی خرید واردات تأسیسات هسته‌ای برای تولید برق مذاكره كنند؟ و یا برای صادرات برق به سایر كشورها مذاكره می‌كنند؟ البته آن سؤال با قدری جرح و تعدیل و به همراه صدها سؤال مرتبط دیگر در جای خود، یعنی زمانی كه مسئولان وزارت و دستگاه‌هایی از قبیل نیرو، صنایع و معادن و تجارت، و اقتصاد در حال برنامه‌ریزی و محاسبه نیاز كشور به برق در سال‌های آتی و هم نیز برخی عوامل دیگر هستند، قابل طرح و بحث است.
اما باید صادقانه اذعان كرد كه در شكل فعلی آن فقط به درد جلب نظر و لحظه‌ای‌ شادكردن دل مخاطبان و بازكردن جایی محبوب در قلوب آن‌ها می‌خورد. پر واضح است كهه دبیر شورای عالی امنیت ملی كشور باید انبوهی از گزارشات و تحلیل‌های راهبردی امنیتی و سیاسی مشاوران و همكاران خود در نهادهای دیگر حكومتی و نیز آنِ سایر كشورها را بخواند و بداند و در سیاست‌گذاری‌ها و مذاكرات حوزه‌ی امنیتی از آن‌ها بهره ببرد. اما انتظار دانستن نرخ هزینه كیلووات ...، واقعاً مایه‌ی تأسف و خجلت نیست؟

انتهای پیام / *

Back to Top

Template Design:Dima Group