هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

یبیب

سهم آفرینشگران فرهنگی در پویایی و بالندگی جوامع

:: اسماعیل همتی
[ کارشناس ارشد فرهنگی]

بسیاری از اهل دانش و دین و هنر و ادبیات جوامع را همواره عقیده بر این است كه همة ناهنجاری‌های موجود و آزار‌دهنده اکنون جهان، نه از فقر اقتصادی یا فقر سیاسی، بلكه از فقر فرهنگی است که منشا آن یا متوقف بودن چرخ فرهنگ در کنار چرخهای اقتصاد و سیاست است و یا نابلد بودن مسئولان حرکت چرخ فرهنگ. بنابراین لزوم حركت چرخ فرهنگ، به موازات دو چرخ دیگر جامعه، یعنی اقتصاد و سیاست، بیشتر از هر دورانی در جهان امروز احساس می‌شود. همة مردمان خوب جهان، به‌ویژه آنان كه كیفیت و سلامتی زندگی و گسترش همزیستی با دیگران را بر كمیت‌های اقتصادی و قدرتخواهی سیاسی ترجیح می‌دهند؛ انتظارشان نه تنها از نمایندگان اقتصادی و سیاسی خود، بلکه چنان كه خود در نگرانی‌هایشان بر زبان می‌آورند، از اهل فرهنگ است تا با احترام و توجه به نیازهای مادی مخصوص آنان و نیازهای روحانی خلوت آنان، بکوشند در قالبهای هنر و ادبیات آثاری بیافرینند که سهم آنان در برخورداری از کمیت و موهبت و کیفیت انسان و جامعه و طبیعت و جهان، محفوظ اعلام گردد. لذت «همزیستی» بر «همگرایی» فردی و اجتماعی، به خصوص از نوع تحمیلی دولتها ارجح دانسته گردد. به جای پیروی از نظریه ظاهراً زیبای «جهان به مثابه یک دهکده» یا همان «دهکده جهانیِ» معروف که نظریه‌ای فقط دربارة پیشرفت ابزارهای «ارتباطات» است، به عنوان یک نظریه فرهنگی سودمند پنداشته نگردد. و همچنین در برابر تبلیغ ناآگاهانه و غیرحقیقی «لزوم جهانی‌سازی فرهنگها» و «همسان‌سازی فرهنگها» سکوت پیشه نگردد. زیرا لطف این جهان زیبا به وجود تفاوتهای آن است؛ و لطف جوامع جهان به گوناگونی انسانهای متفاوت آنها است؛ تفاوتهایی که در ظاهر و در دیدگاه آدمیان مطلق‌گرا، سبب ایجاد تضادها است، اما در واقع سبب پویایی و بالندگی جوامع است.

به دلیل شرایط اکنون جهان، از اهل فرهنگ نیز انتظاراتی است. از جمله این انتظار است تا با آفرینش آثار هنری و ادبی خود بکوشند برخورداری از انواع احساسهای انسانی را جزء جدایی ناپذیر ساختار و خصلت انسان معرفی کنند و بروز انواع حسها را نیز در موقعیتهای گوناگون فردی، خانوادگی، گروهی و اجتماعی، از حقوق مسلم انسان امروز بشمارند. تا بکوشند با آفرینش آثاری شایسته و راستین، اندیشه‌های اهورایی و اهریمنی، پاكی و گناه، جنگ و صلح، فقر و ثروت، جهل و دانایی، با نمایه ها و شناسه هایی نوین و امروزین، بنمایانند و بشناسانند تا دیگربار برای عالم و عامی قابل شناخت گردند؛ تا باز هم ارزشها و ضدارزشهای انسانی، اجتماعی و جهانی، برای خواستاران آنها قابل تشخیص گردند. 
جهان اکنون، یا بهتر است گفته شود حرکت بخشی از جهان امروز در کژراهه هاست. بنابراین کوششهای بیشتری از اهل فرهنگ برای تولید آثار مؤثر لازم است. اکنون دوباره نیاز به آثاری است که همچنان ارزش انسان –چه مرد، چه زن- به عنوان اشرف مخلوقات یادآوری و نهادینه گردد؛ باز لزوم مهربانی و احترام بر كودكان به مثابه عطیه‌های خدایی یادآوری و نهادینه گردد، باز والایی صلح بر جنگ، كار بر دلالی، تولیدگری بر مصرف‌زدگی، حفظ محیط زیست بر ویرانی آن، دوست داشتن دیگران بر نفرت از آنان، یادآوری و نهادینه گردد. زیرا گاه این احساس و استنباط در ذهن ما ایجاد می شود كه انگار با وجود داشتن ریشه‌های هزاران‌ساله زندگی انسان و مردمان بر این کره خاکی، هنوز در آغاز راه تمدن بشری هستیم و تا گسترش و ثبات عشق و آزادی، دوستی و همزیستی با طبیعت و پدیده‌های هستی، و رهایی از ترس و گرسنگی، قرنها تلاش و آگاهی فاصله داریم؛ و گرنه هنوز شاهد این همه جنایت و جنگ، این همه غارت و قتل، این همه بند و زندان، و این همه ستم انسان بر انسان نمی‌بودیم.

جهان امروز در جایگاهی است که همچنان كه مسئولیت راهبرد و ترسیم مناسبات اقتصادی با اهل اقتصاد است، همچنان كه مسئولیت راهبرد و ترسیم مناسبات سیاسی با اهل سیاست است، به یاد بیاوریم كه مسئولیت راهبرد و ترسیم مناسبات فرهنگی، یعنی حفظ ارزشهای احساسی، معنوی، روحانی و ارتباطی انسانها نیز با اهل فرهنگ است. بنابراین وظیفه خود می‌دانم با یادآوری و تکرار این استنباط كه هنوز چشم و امید میلیونها انسان جهان به اهل هنر و ادبیات است تا به عنوان نمایندگان فرهنگی آنان، همواره و در شرایط گوناگون اقتصادی و سیاسی، سخنگو و حرمتگذار احساسها، خیالها، اندیشه ها، رویاها، بیمها، امیدها، آرمانها، مكاشفه‌ها، پرسشها، سازها، ترانه ها، آوازها، زبانها، گویشها، آداب، باورها و ارزشهای انسانها و مردمان قوم و قبیله و روستا و شهر و كشور و جهان خود باشند. و نیز تا مبادا –ناخودآگاه یا ناآگاه- نمایندگان و سخنگویان قدرتهای اقتصادی یا سیاسی باشند؛ که آنان به اندازه كافی –خودآگاه و آگاه- نماینده و سخنگو و حتی ادیب و هنرمند در اختیار و در خدمت خود دارند. 
آری، زمان آن فرا رسیده كه نمایندگان فرهنگی جوامع بتوانند همگام با نمایندگان اقتصادی و سیاسی آنها، نقش بایسته و مؤثر تعادل بخشی خود را ایفا نمایند و بکوشند تا ضمن اینكه تاثیر و توانایی «فرهنگ» در كنار «اقتصاد» و «سیاست» در حاشیه و فراموشی قرار نگیرد، با افزایش دانسته های خود مسئولیت راهبرد و تامین نیازهای فرهنگی جامعه را نیز به عهده بگیرند.

انتهای پیام / *

Back to Top

Template Design:Dima Group