هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

137 5

علی برادری‌اش را به‌عدل ثابت کرد

جماعت معترض به سیاست‌های خلیفه، پشت در خانه علی(ع) اجتماع کرده‌اند. علی(ع)، آرام اما آزرده‌خاطر صدای معترضان را می‌شنود. 

137 6مردم هجوم آورده‌اند برای بیعت و علی(ع) خوب می‌داند، مرکبی که سال‌ها بی‌مهار زیسته باشد رام و راهوار نیست و این یعنی:«من وزیر شما باشم؛ بهتر است از آن که امیر شما باشم؛ مرا بگذارید و دیگری را به دست آورید.» مردم که طعم تلخ ناملایمتی‌ها جانشان را آزرده است، دست از علی(ع) برنمی‌دارند. ازدحام بر گرداگرد علی(ع) چنان شدت می‌گیرد که بیم جان حاضران می‌رود. دست‌های علی(ع) این بار هم بسته است؛ اما به اختیار. تاریخ گواهی می‌دهد که علی(ع) ناگزیر است از پیمان بستن با مردمانی که به فراموشی پیمان‌ها عادت دارند. بیعت با خلیفه راستین، شروطی دارد: «آشکارا، با حضور مردم و در مسجد باشد»؛ یعنی که راه ما از راه اهل سقیفه جداست، و «مفاد بیعت، عمل به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) باشد» یعنی که چه بسا بدعت‌هایی که بر پیکره خلافت رسول خدا(ص) گذاشته‌اند...

هفت‌روز برای آکاهی مردم از خطی که به آن رأی داده بودند چندان ناکافی نیست. برای نخستین‌بار که در منصب خلافت پای بر منبر رسول‌الله(ص) می‌گذارد، حجت را بر همه تمام می‌کند:«آگاه باشید! کلید اموال شما با من است و من حق ندارم جدا از شما درهمی از آن بردارم...اموال میان شما به طور مساوی تقسیم می‌شود و در این‌باره هیچکس را بر دیگری مزیتی نیست»

اینک، حکومت، با ضرباهنگی آتشین آغاز شده است. دیر زمانی نمی‌گذرد که تمام کارگزاران حکومت پیشین جز یک تن، عزل می‌شوند و کارگزارانی نوعا پرهیزکار، اثرگذار و امانت‌دار کرسی‌های حکومت را پر می‌کنند. سیستم نظارتی دقیقی رفتار کارگزاران حکومت را کنترل می‌کند؛ علی(ع) حتی از میهمانی‌ رفتن کارگزاران حکومتش اطلاع دارد! نبض نظم اجتماع نیز در دستان علی(ع) است. «شرطه‌الخمیس»، نخستین نیروی انتظامی دنیا، نظم را بر شهرهای حکومت علی(ع) حاکم می‌کند؛ اما راه دشوار عدالت جز با سامان یافتن اقتصاد، هموار نمی‌شود. از این‌روست که علی(ع) در دومین روز از حکومت کمر به تجدیدساختار بنای ویران اقتصاد می‌بندد:«هان ای امردم! هر بخششی که «خلیفه پیشین» انجام داده و هر ثروتی از ثروت‌های خدا را که هدیه کرده است، به بیت‌المال بازخواهد گشت...اگر این ثروت‌ها را بیابم که با آن، زنان به تزویج درآمده و در شهرها پراکنده شده‌اند، آن را به جای خویش بازمی‌گردانم...»

اندکی نگذشت که تمامی اموال غصبی نزدیکان خلیفه به بیت‌المال بازگشت و سلاح‌ها و اموال عمومی منزل خلیفه به خزانه دولت علی(ع) واگذار شد. علی(ع) توزیع برابر بیت‌المال، صرفه‌جویی در مصرف اموال عمومی، پرهیز از امتیازدهی به نزدیکان، برخورد با مفاسد اقتصادی کارگزاران، مقابله با عوامل مخرب اقتصادی، نظارت مستقیم بر بازار، جلوگیری از احتکار و گران‌فروشی و توسعه کشاورزی، تجارت و صنعت را به عنوان استراتژی‌های اقتصادی حکومت خود برمی‌گزیند و راه روشن حکومت علی(ع) درست از همین نقطه آغاز می‌شود...

اندکی بیش از چهار سال... این تمام فرصت علی(ع) است برای تمام آرمان‌هایی که جامعه علوی به واسطه تحقق آن‌ها ساخته می‌شود. علی(ع) تنها چهار سال حکومت می‌کند و نشان می‌دهد که این چهار سال زمان کمی برای انجام اصلاحات اساسی حاکمیتی نیست؛ و نشان داد که می‌توان چهار سال در نظامی ریاست کرد و دستاوردهای بزرگی داشت؛ حتی اگر حکومت‌ها و دولت‌های پیشین راه را به خطا رفته باشند...

در این مجال برآنیم تا پاره‌ای از استراتژی‌های حکومتی علی(ع) را از نظر بگذرانیم و خدمات علی(ع) به جامعه مسلمین را بازشناسیم...

اقتصاد علوی؛ اقتصاد بدون ربا

از آن زمان که علی(ع) ردای خلافت پوشید، مردم به طور منظم او را در بازارها می‌دیدند که خود شخصا برای نظارت آمده است. کسب و تجارت از نگاه علی(ع) آن‌قدر پراهمیت بود که روزانه زمان قابل توجهی را به رتق و فتق امور کاسبان و تاجران اختصاص دهد. او همه‌روزه با تازیانه‌ای که نام «سبیبه» بر آن گذارده بودند در بازارها می‌گشت، گمشدگان را راهنمایی، ناتوانان را دستگیری، باربران را در حمل بار یاری، کم‌فروشان و متقلبان را تنبیه می‌کرد و کاسبان را به تقواپیشگی فرامی‌خواند:«با مظلومین و ستمدیدگان با عدل و انصاف برخورد کنید، دور ربا نگردید و در اندازه‌گیری و میزان کم نگذارید...» گاه از او می‌شنیدند:«تاجر، فاجر است مگر آن که حق بدهد و حق بگیرد...» بر چگونگی عرضه کالاها نیز حساس بود:«خوب و بد خرما را در معرض دید مشتری قرار دهید...» نمی‌گذاشت کالاهای نیک و بد را با هم مخلوط کنند تا کالای بد در کنار کالای نیک فروخته شود... به مالک نیز توصیه کرده بود که تفقد امور تاجران را شخصا بر عهده بگیرد. آن‌جا که خود نمی‌توانست دربازارها حضور یابد، نمایندگانی برای نظارت بر بازاریان، برقراری امنیت و آرامش، جلوگیری از ستم کردن به مشتریان در بازار و جلوگیری از احتکار انتخاب کرده و گماشته بود و خود بر رفتار این ناظران نظارت می‌کرد...او به همه استانداران حکومت بخش‌نامه کرده بود که بازار را کنترل و محتکران را مجازات کنند...

اخذ مالیات به جبر؛ ممنوع

مالیات عمومی، زکات، خمس و جزیه طرفداران دیگر ادیان، راه‌های درآمدی بود که حکومت علی(ع) به واسطه آن اداره می‌شد. علی(ع) افزون بر آن در موارد اخذ مالیات برای بسامان کردن امور حکومت اجتهاد می‌کرد، سیستم اخذ مالیات شکوهمندی برساخته بود. او به ماموران مالیاتی که از میان افراد امین و دلسوز انتخاب می‌شدند دستور داده بود که بر سر راه خود هیچ مسلمانی را نترسانند، با جبر از زمین او نگذرند و بیش از حقوق الهی از او مالیات نگیرند. اصالت در دریافت مالیات با صداقت بود. ماموران موظف بودند محترمانه از مردم سوال کنند که آیا حقی در اموالشان هست که به عنوان مالیات بپردازند؟ و اگر پاسخ کسی منفی بود، ماموران حق نداشتند دوباره به وی رجوع کنند. کسی حق نداشت مردم را برای دریافت مالیات تهدید کند. آن‌گاه که چهارپایی به عنوان مالیات به ماموران داده می‌شد، علی(ع) دستور می‌داد که آن حیوانات را به دست چوپان خیرخواه و مهربانی بسپارند. دستور داده بود که در مسیر انتقال این حیوانات به خزانه حکومت، به آنان فرصت دهند که آب بنوشند و چرا کنند...

ماموران مالیات را به تقوا و ترس از خداوند توصیه می‌کرد، از این که در پیشگاه خدا فقراء و محرومان از حقوق خود، از آنان شکایت کنند هشدار می‌داد و بزرگ‌ترین خیانت را، حیله‌گری با امام مسلمین می‌دانست...

مراقب احوال کشاورزان باشید...

علی(ع) پیش از خلافت ظاهری، سال‌های بسیاری را به کشاورزی و باغ‌داری گذرانده بود. او در طول بیست‌وپنج سال مزارع بسیاری را آباد و چاه‌های بسیاری را حفر و وقف نیازمندان کرد. با دست خود در زمین‌های کشاورزی بیل می‌زد و می‌گفت:«بهترین راه برای تأمین معاش کشاورزی است.»  و همواره به کارگزاران حکومتش، مراقبت از احوال کشاورزان را گوشزد می‌کرد... گفته بود:«ااز رحمت خدا دور و محروم باد آن کسی که آب و خاک مستعد دارد و با این وجود فقیر و عقب‌مانده است...» علی(ع) حاکمی بود که همگان را نسبت به سرزمین‌ها مسئول می‌دانست و می‌کوشید با اعمال سیاست‌های تشویقی، کشاورزان را به ادامه کار خود امیدوار کند...

نگذارید انهار بی‌آب بماند...

علی(ع) تأمین آب لازم برای کشاورزی و آشامیدن مردم را وظیفه‌ای بر گردن حکومت می‌دانست. او افزون بر آن که شخصا نسبت به حفر چاه‌های فراوانی در مدینه و اطراف آن، کوفه و مکه اقدام کرده بود، به فرماندهان خود امر می‌کرد که موضوع خشک شدن انهار را پیگیری کنند و می‌گفت این کار ضمن آن که باعث آبادانی خواهد شد از کوچ کردن مردم به دیگر نقاط و ناتوانی آنان جلوگیری می‌کند. از این‌ها گذشته، علی(ع) حفر قنات را که در شبه جزیره عربستان مرسوم نبود به دیگران آموزش داد و به همین واسطه آب لازم برای آبیاری درختان مدینه را تأمین کرد. خود علی(ع) در بیانی رساندن آب سالم فرات به دست مردم را یکی از دستاوردهای حکومت خود برمی‌شمارد. استفاده از آب در حکومت علی(ع) البته به همین‌جا محدود نشد و نخستین آسیاب آبی در این حکومت ساخته شد که این اقدام آرد کردن گندم‌ها را سرعت بخشید.

امروز همه مردم از رفاه برخوردارند!

فارغ از این که مردم بسیاری در جامعه مسلمین با فقر دست و پنجه نرم می‌کردند، به دلیل شرایط نامساعد جغرافیایی، و ناآگاهی نسبت به اصول علم کشاورزی، تولید برخی از محصولات استراتژیک همچون گندم با مشکلاتی مواجه بود و اکثریت مردم از جو و آنان که قدری مرفه بودند از گندمی نامرغوب و نامطلوب استفاده می‌کردند؛ اما از یک‌سو سیاست‌های حکومت در ارتباط با تأمین آب کارگر افتاد و از سوی دیگر علی(ع) فرمان داد تا بذر گندم‌های مرغوب را از مناطقی همچون طائف و ایران به مرکز خلافت بیاورند؛ و با این اقدامات کشاورزی در حکومت علی(ع) رونق یافت و تحولی اساسی در تغذیه مردم رخ داد؛ چنان‌که خود علی(ع) می‌گفت:«امروز همه مردم کوفه از رفاه برخوردارند؛ چرا که فرودست‌ترین آن‌ها نان گندم می‌خورد و سرپناه دارد...»

شهر علوی؛ شهر الهی

علی(ع) در رأس حکومت اسلامی ملاحظات ویژه‌ای نسبت به شاخصه‌های شهرسازی داشت. معابر و جاده‌ها در حکومت علی(ع) به دقت مورد پایش قرار می‌گرفتند و آن‌جا که اخلالی در آمد و شد مردم پدید می‌آمد به سرعت فرمان اصلاح صادر می‌شد. او در زمانی که مطلع شد مغازه‌هایی به حریم کوچه‌ها و معابر عمومی تجاوز کرده‌اند بی‌درنگ دستور تخریب آن مغازه‌ها را صادر کرد و از سوی دیگر خانه‌های مسکونی ساخته‌شده در حریم بازار را نیز تخریب و تأکید کرد که محل بازار نباید با محل اسکان مردم اختلاط یابد. تسهیل آمد و شد مسافران به ویژه در مسیرهای تجاری نیز موضوعی بود که علی(ع) بر آن اهتمام ورزید؛ چنان‌که نقل شده است جاده شوسه‌ای مابین دو منطقه از عربستان ایجاد کرد که یکی از آن‌ها به دریا و محل مبادلات تجاری دریایی می‌رسید. علی(ع) همچنین حریم ویژه‌ای برای مولفه‌های شهری تعیین کرده بود؛ چنان‌که حریم مساجد از تمامی سمت‌ها 40 ذراع و فاصله دو چاه به فراخور مصارف مختلف 40 تا 60 ذراع تعیین شده بود.

کمک به رونق تجارت با هزینه‌کرد از درآمدهای عمومی

تسهیل تجارت از راه دریا نیز یکی از موضوعات مهم مورد توجه علی(ع) بود. او به مهندسان ایرانی فرمان داد نقطه‌ای بندری را بر کرانه دریای سرخ در شهر جده تعیین و سازه‌ای دریایی همچون اسکله برای پهلو گرفتن کشتی‌ها در آن تعبیه کنند تا نیازهای مسلمین در سفرهای دریایی مرتفع شود و آمد و شدها به سهولت صورت بگیرد. اعتبار لازم برای این کار از محل درآمدهای عمومی ملی تأمین شد. نقل شده است که دستور احداث نخستین کارگاه کشتی‌سازی نیز با هدف رونق بخشیدن به سفرهای دریایی توسط علی(ع) صادر شد. اعتبار لازم برای این اقدام نیز از محل درآمدهای عمومی حکومت تأمین شد.

آموزش مردم؛ وظیفه حکومت است

در حکومت علی(ع) آموزش به مردم وظیفه‌ای خطیر محسوب می‌شود. علی(ع) در این راه بسیار کوشید و فارغ از این که خود برای مردم معلمی دلسوز بود، زیرساخت‌هایی را به عنوان حاکم برای آموزش مردم فراهم کرد؛ از جمله آن که در منطقه صفه که از محروم‌ترین مناطق به شمار می‌رفت مدرسه‌ای بنا کرد که خود نیز در آن تدریس می‌کرد. شخصیت آموزشی برجسته علی(ع) سبب شده بود تا جندی‌شاپور، کهن‌ترین دانشگاه جهان در شمال خوزستان ایران، که نزدیک به سه قرن پیش از زمان علی(ع) بنا شده بود، از او برای تدریس ادبیات و طبابت دعوت کند که به علت وظایف حکومتی علی(ع) و جنگ او با طلحه و زبیر این امکان فراهم نشد. علی(ع) آموزه‌های پزشکی بسیاری را در اختیار مردم گذاشت، علم تجوید را به مردم آموخت، علم نحو را بنیان نهاد، و اصول ستاره‌شناسی و جهت‌یابی در شب را مورد بهره‌برداری قرار داد. سخنان قابل توجهی نیز از علی(ع) در ارتباط با فلزات و خواص آن‌ها نقل شده است.

اجتهاد؛ بنیان دستگاه قضاوت علوی

دستگاه قضایی حکومت علوی(ع) نیز از شکوهمندترین نمونه‌های عدالت‌ورزی در طول تاریخ است. سازوکار ویژه‌ای که علی(ع) برای دستگاه قضایی تعریف کرده بود، امر قضاوت در دوره او را با دیگر دوره‌ها متفاوت می‌ساخت. در سازوکار جدید، قاضی‌القضات بر کار قضات و علی(ع) بر کار این هردو نظارت می‌کرد.

چنان‌که در تاریخ نقل شده، در حکومت علی، مرکزی نیز مسئول بررسی کار قضات شده بود. هم‌چنین قضات به لحاظ مالی مورد حمایت حکومت قرار می‌گرفتند تا از وسوسه‌ها و مطامع مصون باشند. اتفاق مهم دیگری که در دستگاه قضایی حکومت علوی برای نخستین‌بار رخ داد، ارائه آموزش به قضات و تربیت دادرسان بود؛ افزون بر این ضوابط و اصول مدونی نیز به عنوان آیین دادرسی در حکومت علی(ع) تدوین شد. اجتهاد در قضاوت نیز اصلی اساسی در دستگاه قضاوت علوی بود؛ چیزی که امروز تقریبا به دست فراموشی سپرده شده است. شیوه گزینش قضات نیز در حکومت علی(ع) بی‌سابقه بود؛ چرا که او تمامی قضات دستگاه قضایی را گرد آورد و ضمن تعلیم، دانش آنان را آزمود و تنها به کسانی که در این آزمون سربلند شدند اجازه قضاوت داد. او به طور مستمر بر کار قضات سرکشی می‌کرد و آن‌ها می‌توانستند پرسش‌های قضایی خود را با علی(ع) در میان بگذارند. در فرمان علی(ع) به مالک اشتر درباره امر قضات چنین می‌خوانیم:«شایسته است كه شخصا كار این قاضی را زیرنظر داشته باشی و با دستی گشاده بدو عطا بخشی تا هیچ كمبود و بهانه‌ای نداشته باشد و نیازش به مردم اندك گردد. و باید كه چنان منزلت و مقامی نزد خود باو بدهی كه سایر ویژگان و نزدیكانت در او طمع نبرند و او را تحت تاثیر قرار ندهند و در پناه این نزدیكی از كارشكنی رجال دولت نزد تو ایمن گردد.»

در نامه‌های اداری پرگویی نکنید

نظم درون‌حاکمیتی با مصداق‌های بسیار از دیگر شاخصه‌های حکومت علی(ع) بود. نخستین دبیرخانه و دفتر ثبت و ضبط اسناد و بایگانی نامه‌های دولتی در زمان علی(ع) شکل گرفت. چهار منشی علی(ع) را در امر نامه‌نگاری یاری می‌دادند. او به کارگزاران حکومت خود بخش‌نامه کرده بود که از اتلاف کاغذ به واسطه پرگویی و نوشتن مطالب غیرضروری خودداری کنند؛ چرا که بیت‌المال مسلمین زیان را برنمی‌تابد. امور دبیرخانه حکومت تا آن‌جا برای علی(ع) اهمیت داشت که در فرمان خود به مالک اشتر سخنانی در این باب بیان داشته است:«پس به امور دفتری بپرداز و كارهای خود را به بهترین دبیران بسپار. ثبت و ضبط نامه‌هائی را كه حاوی نقشه‌ها و اسرار پنهانی توست به كسی بسپار كه همه صلاحیت‌های اخلاقی را در خود جمع داشته باشد، كسی كه مقام، او را سركش و مغرور نسازد و به ستیزگی و مخالفت با تو در حضور جمع گستاخ نكند، و از عرض مكاتبات عاملان به تو و نوشتن پاسخ‌هایی كه دستور می‌دهی غفلت نورزد و در آنچه برای تو می‌گیرد یا آنچه از سوی تو می‌دهد امانت را رعایت كند،»

سپاه علوی؛ دژ استوار مردم

ارتش در حکومت علی(ع) یک تفاوت بنیادین با دیگر ارتش‌ها داشت؛ علی(ع) نه تنها برنامه‌ریز و فرمانده کل سپاه بود، خود در کسوت یکی از جنگاوران در جنگ‌ها حضور می‌یافت! انتخاب تمامی افسران و فرماندهان مستقیما زیرنظر خود علی(ع) صورت می گرفت. آرایش نظامی سپاه علی(ع) نیز به صورتی خاص ترتیب می‌یافت و فارغ از این، کلمات رمزی برای گفتگو در هنگامه جنگ تعیین شده بود. سپاه، نزد علی(ع)، دژهای استوار رعیت و عزت دین بودند؛ و باز در نامه امام(ع) به مالک اشتر می‌خوانیم:«از بین افراد ارتش كسی را به فرماندهی برگزین كه نزد تو در پیروی از خدا و رسول او و امام تو از دیگران برتر و شایسته‌تر باشد و دامنش از همه پاك‌تر و بردباری و شكیبائی‌اش در مصیبت‌ها از دیگران بیشتر باشد. دیر خشم بگیرد و زود پوزش بپذیرد و با زیردستان مهربان و در برابر ستمگران سخت‌گیر باشد. خشونت او را از جای در نبرد و سستی و ناتوانی او را از پای ننشاند...»

هیچ دروغی به مردمانم نگفته‌ام...

نگاهی گذرا به شیوه‌های حاکمیتی علی(ع) نشان از تقابل آشکار سیاست‌ورزی‌های جهانی با سیاست علوی دارد. در شانزدهمین کلام از نهج‌البلاغه می‌خوانیم:«به خدا سوگند حتی یک کلمه از حق نپوشاندم و حتی یک دروغ بر زبان نراندم.» به طور مصداقی گفتمان سکولار ماکیاولیستی به ابویت ماکیاولی که پدر سیاست مدرن خوانده می‌شود، در تقابل آشکار با گفتمان حاکمیتی علوی است. ماکیاولی هنگامی که در تبعید بود، کتابی را تحت عنوان ترجمه شده فارسی شهریار نگاشت که در آن مانیفست حاکمیتی خود را تشریح کرده بود و پس از نگارش همین کتاب بود که لقب پدر سیاست مدرن را از آن خود کرد و اخلاف وی بعدها همین سیاست مدرن! را پی گرفتند. ماکیاولی در کتاب شهریار خود، عقیده خود را این چنین ابراز می‌کند که «اخلاقی که انبیاء از آن سخن می‌گویند اخلاق پیرزنان است! اخلاقی است خصوصی که با حاکمیت میانه‌ای ندارد» سپس در مقابل ده فرمان موسی بن عمران(ع) که عبارتند بودند از لزوم در خاطر داشتن صفت خالقیت برای خداوند، یگانه‌پرستی، عدم سوء استفاده از نام خداوند، نگاه داشتن احترام روز شنبه(سبت)، نگاه‌داشتن احترام پدر و مادر، احتراز از قتل و ظلم، احتراز از زنا، احتراز از دزدی، احتراز از شهادت دروغ و برداشتن چشم طمع از مال و ناموس دیگران، ده فرمان جدید آورده است. به برخی از این فرامین که در کتاب شهریار قابل دسترسی توجه کنید:«چون فرصت به دست آوری دیگران را بفریب، کسی که حیله گرتر است نیرومندتر است و قدرت از عدالت نیرومندتر است و دروغ از حقیقت نیرومندتر» یا «دشمنانت را بکش و اگر می‌توانی دوستانت را نیز» یا «به حاکمان سفارش می‌کنم که بدی کنند اما چنان وانمود کنند که نیکی می‌کنند و دروغ بگویند و چنان وانمود کنند که راست می‌گویند» یا «جز خویشتن، هیچ‌کس را محترم مدار.»

کنار هم گذاردن این عبارات به خوبی نشاندهنده تضاد این دو گونه فکری است، در یک سوی این تقابل علی(ع) است که می‌گوید والله تا کنون حتی یک دروغ نیز به مردمانم نگفته‌ام و در سوی دیگر این تقابل ماکیاولی و سیاست به اصطلاح مدرنش که می‌گوید «دروغ بگو و آن‌چنان بنما که گویی راست می‌گویی!»

سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به محرومان بازندارد...

حکومت علی(ع)؛ حکومت مستضعفان و محرومان بود. حکومتی که در آن شخص حاکم در ردیف پایین‌ترین طبقات اجتماعی می‌زیست و در کنار محرومان با دشواری روزگار می‌گذراند. کارگزاران حکومت علی(ع) نیز موظف بودند ساده زندگی کنند و بودن در کنار اشراف بپرهیزند. این خوی محروم‌نوازی علی(ع) در نامه به مالک اشتر بیش از پیش آشکار می‌شود:«سپس خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه که هیچ چاره‏ای ندارند، از زمین‏گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان، همانا در این طبقه محروم گروهی خویشتن‏داری نموده، و گروهی به گدایی دست نیاز بر می‏دارند، پس برای خدا پاسدار حقّی باش که خداوند برای این طبقه معّین فرموده است، بخشی از بیت‏المال، و بخشی از غلّه‏های زمین‌های غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده، زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیکترینشان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسئوول رعایت آن می‏باشی. مبادا سرمستی حکومت تو را از رسیدگی به آنان باز دارد، که هرگز انجام کارهای فراوان و مهم عذری برای ترک مسؤولیت‏های کوچک‏تر نخواهد بود، همواره در فکر مشکلات آنان باش، و از آنان روی بر نگردان، به ویژه امور کسانی را از آنان بیشتر رسیدگی کن که از کوچکی به چشم نمی‏آیند و دیگران آنان را کوچک می‏شمارند و کمتر به تو دسترسی دارند.

برای این گروه از افراد مورد اطمینان خود که خدا ترس و فروتنند انتخاب کن، تا پیرامونشان تحقیق و مسائل آنان را به تو گزارش کنند.

سپس در رفع مشکلاتشان بگونه‏ای عمل کن که در پیشگاه خدا عذری داشته باشی، زیرا این گروه در میان رعیت بیشتر از دیگران به عدالت نیازمندند، و حق آنان را بگونه‏ای بپرداز که در نزد خدا معذور باشی، از یتیمان خردسال، و پیران سالخورده که راه چاره‏ای ندارند و دست نیاز بر نمی‏دارند، پیوسته دلجویی کن که مسؤولیتی سنگین بر دوش زمامداران است...»

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم...

در یک حکومت علوی، حاکم، آشکارا نشانه‌های فساد حکومت را با مردم درمیان می‌گذارد و خود را در معرض آزمون مردم قرار می‌دهد و شیوه‌های این آزمون را نیز خود بیان می‌کند. علی(ع)، این حاکم آسمانی، چه زیبا با مردمانش سخن می‌گوید:«ای مردم کوفه! اگر من با چیزی بیش از مرکب و اثاثیه و غلام خود، از نزد شما رفتم، پس بدانید که من خائنم!» مسئولان در حکومت اسلامی، به مسئولیت خود به چشم یک شغل نمی‌نگرند و از آن انتفاع نمی‌جویند. علی(ع) به ما گوشزد می‌کند که اگر کسی پس از رسیدن به مسئولیتی و پس از ورود به حکومت، به لحاظ مالی و به صورت غیرتعارف پیشرفت کرد، بی‌تردید او به بیت‌المال مسلمین خیانت کرده و ظالم است و همگان در جامعه اسلامی موظفند برای نفی فساد از حکومت بخروشند و آرام ننشینند و علی(ع) به ما آموخت که «خداوند از آنان که آگاهند پیمان گرفته است که بر سیری ظالمان و گرسنگی مظلومان صبر نکنند و آرام نگیرند...» حیات علوی، حیاتِ مسئولیت، ایمان، دانش و بیقراری است...ما زنده به آنیم که آرام نگیریم

سخت‌ترین مجازات‌ها در حکومت علی(ع) مربوط به کارگزاران حکومت بود. اگر از کسی از کارگزاران حکومت خطایی سر می‌زد درشتی‌های تأمل‌برانگیز علی(ع) پی‌درپی عرصه را بر او تنگ می‌کرد و ضمن تحقیر، مجازات‌هایی دشوار برای وی درنظر گرفته می‌شد.

مرد مسلمان اگر از غصه بمیرد رواست...

علی(ع) پیوسته مردمانش را به جهاد فرامی‌خواند و از فضایل ستیز با دشمنان خدا می‌گفت؛ اما پاسخ، تنها سستی یارانش بود. او که پیشتر بارها خطر شامیان را گوشزد کرده بود اینک ناقل اخباری از تجاوز شامیان به منطقه تحت حکومتش بود. در همان سال که از فکر خوارج فارغ شد؛ سربازان معاویه به شهر انبار هجوم بردند. به علی(ع) خبر رسید که مردی از لشکر شام به خانه زنی مسلمان و زنی غیرمسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردن‌بند و گوشواره‌های آن‌ها را به غارت برده، در حالی که هیچ وسیله‌ای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته‌اند. برای جلوه غیرت خداوند خلخال کشیدن از پای زن غیرمسلمانی که تحت حکومت اسلام زندگی می‌کند بسیار گران است. غم علی(ع) را در کلماتش باید جست:«اگر برای این حادثه تلخ مسلمانی از روی تاسف بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است.»

رضایت دادن به ظاهر یاران علی(ع) به فجایع رخ داده در جامعه اسلامی روح علی(ع) را آشفته کرده است.

انتهای پیام/*

Back to Top

Template Design:Dima Group