هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

152 01

بوى‌پیراهن‌خونین‌کسی‌می‌آید ...

 

 

 

 

حکومت مسلمین، زبان گویای حق اسلام را برنتافته است. اینک عمار، علی(ع) و دو فرزندش، کسی از اهالی غفار را در راه دراز تبعید بدرقه می‌کنند که روزگاری را در یاری پیامبر امت زیسته است. حسین(ع) حالا جوان نورسی است که رنج ابوذر بودن و رنج علی بودن را خوب می‌فهمد.

تاریخ تکرار می‌شود...

خداحافظی تلخ حسین(ع) با ابوذر آمیزه‌ای از خشم و استقامت است:«عموجان! خداوند بر دگرگونی آن‌چه می‌بینی تواناست...این قوم تو را برای دنیایشان تبعید کردند و تو برای دینت با آنان مخالفت کردی. چقدر از آن‌چه تو را محروم کردند بی‌نیازی و آنان چقدر به چیزی که تو از آن بازشان داشتی نیازمندند. از خداوند، صبوری و بی‌نیازی بخواه و از بی‌حوصلگی و ناشکیبایی به او پناه ببر...بردبار باش تا پیامبر(ص) را در حالی ملاقات کنی که از تو خشنود باشد...»
و چه زیبا وداع می‌کرد عمار یاسر با مردی که از تبار صدیقین بود:«به خدا سوگند اگر دنیادوست بودی تو را احترام و اکرام می‌کردند و اگر از آنان خشنود می‌شدی تو را دوست می‌داشتند...»
این همان تبعیدی است که ابوذر را غریب و تنها به سرزمین شهادت می‌کشاند. و تاریخ سال‌ها بعد دوباره تکرار می‌شود با این تفاوت که حکومت مسلمین، به جای ابوذر، کمر به قتل فرزند پیامبر(ص) می‌بندد و حسین(ع) ناچار، از عرفات به کربلا تبعید می‌شود... و با این تفاوت که این‌بار وداع‌کننده‌ای در عرفات حسین(ع) را تا شهادت بدرقه نمی‌کند و او را نمی‌ستاید که:«تو برای دینت با آنان مخالفت کردی...» چرا که همه می‌دانند اگر حسین(ع) دنیاطلب بود او را احترام و اکرام می‌کردند...

 

حسین(ع)؛ اتوپیست آرمانگرای خیالباف نیست!

مردم بعضا ناسپاس عراق طعم شیرین حکومت دینی را چشیده بودند و آن را تجربه کرده بودند. حکومت علی(ع) نگذاشته بود که مردم ندانند حکومت دینی چیست. آن‌ها می‌فهمیدند حسین(ع) چه می‌خواهد و از چه می‌گوید. روشنفکری در آن میان نبود که بگوید حسین(ع) اتوپیست آرمانگرای خیالبافی است که حاکمیت ناممکن اسلام را می‌خواهد... اگر نامطلعی در این میان می‌پرسید حکومتی که حسین(ع) برای آن می‌جنگد چگونه حکومتی است پاسخ دادن به او چندان دشوار نبود.
حکومتی که حسین(ع) می‌خواست درست در نقطه مقابل حکومت‌های جعلی به ظاهر اسلامی بود.
حکومت حسین(ع)؛ حکومت علی(ع) است؛ حکومتی که اگر مصقله‌بن‌هبیره‌ای در آن اموال بیت‌المال را میان خویشان خود تقسیم کند از رئیس حکومت عتاب خواهد شنید که:«اگر این سخن راست باشد؛ خود را نزد من فرومایه می‌بینی...» حکومت حسین(ع) حکومتی است که اگر معاویه‌ای در آن بر تخت پادشاهی بنشیند فرمان عزل به دستش خواهد رسید...
حکومتی که اهل مداهنه و مصانعه و سازشکاری و ریاکاری نیست...

 

بیمناکم که خشم خداوند بر شما فرود آید...

یکسال پیش از واقعه عاشورا، منا، میزبان گردهمایی بزرگ علماء دین، مبلغان شریعت، اصحاب پیامبر(ص)، تابعین، مفسران و قراء قرآن و بزرگان اسلام می‌شود. حسین(ع) شخصیت‌های تأثیرگذار اسلام را فراخوانده است تا با آن‌ها سخن بگوید و احتجاج کند. 900 تن از شخصیت‌های برجسته مسلمان اجتماع کرده‌اند که در میان آن‌ها 200 تن از صحابه رسول خدا(ص) حضور دارند. حسین(ع) روحانیون و بزرگان جهان اسلام را خطاب می‌کند:«...شما حق ملت را خوار کرده و فروگذاشته‌اید و حق افراد ناتوان را ضایع کرده‌اید اما در همان حال به دنبال آن‌چه حق خویش می‌پندارید برخاسته‌اید...نه مالی در راه خدا خرج کرده‌اید و نه جان را در راه کسی که آن را آفریده به خطر انداخته‌اید و نه با قبیله و گروهی به خاطر خدا درافتاده‌اید. آیا شما آرزو دارید که خداوند بهشتش و هم‌نشینی پیامبرانش و ایمنی از عذابش را به شما ارزانی دارد؟ ای کسانی که چنین انتظاراتی از خدا دارید، من از این بیمناکم که نکبت خشم خداوند بر شما فرود آید...به چشم خود می‌بینید تعهداتی که در برابر خدا شده، گسسته و زیر پا گذاشته می‌شود اما نگران نمی‌شوید؛ در حالی که به خاطر پاره‌ای از تعهدات پدرانتان، نگران و پریشان می‌شوید و اینک تعهداتی که در برابر پیامبر انجام گرفته مورد بی‌اعتنایی است...» اگر نیکو بنگریم خطاب این سخن را به جامعه خود نیز می‌یابیم...

 

تاوان بر هم زدن بازی ابوسفیان...

«تلقفوها تلقف‌الکره... حکومت را مانند توپ به یکدیگر پاس دهید...آگاه باشید؛ قسم می‌خورم نه بهشتی و نه آتشی در کار است. آن‌چه را برای شما آرزو داشتم به وراثت به فرزندان خود بدهید...»
این جملات پدربزرگ یزید، آغازگر جریان باطلی بود که کسی فکر نمی‌کرد سال‌ها بعد چنان ریشه‌دار شود که در حکومت مسلمین، بر فرزند پیامبر(ص) بشورند... مخالفت‌ها با حسین(ع) طبیعی بود. او درست در میانه بازی جریان ابوسفیان ساز مخالف می‌زد و کسی که بازی را برهم بزند، از زمین اخراج می‌کنند...

 

اذان بگو و نماز بخوان!

دست‌های بسته فرزند حسین(ع) برای آنان که دل در گرو خط ابوسفیان داشتند نشانه‌ای از پیروزی بود. کاروان بازماندگان کربلا به دمشق می‌رسد و علی(ع)، که حالا امام چهارم مسلمین حقیقی است، ماتم‌زده، جهالت جامعه‌ای را می‌نگرد که به کشتن پیشوایش شادمان است.
فرزند طلحه، که سینه پرکینه‌اش یادگاری از شمشیرهای جمل را به همراه دارد، سودای رنجاندن فرزند حسین(ع) را در سر می‌پروراند:«چه کسی پیروز شد؟» علی(ع)؛ آرام به فرزند طلحه می‌نگرد:«وقتی که زمان نماز فرارسید، اذان بگو و نماز بخوان! خواهی دانست که چه کسی پیروز شد!»

 

مواضع اصولی حسین(ع) را بشناسیم...

حسین(ع)؛ همان حسین(ع) بردبار زمان حسن‌بن‌علی(ع) است. پرسش ساده‌ای است:«چرا حسین(ع) بیست‌سال پس از علی(ع) با دستگاه حکومت چنان سر ناسازگاری می‌گذارد که با عشیره‌اش و با هفتاد و دو مرد جنگی به ستیز با چند ده‌هزار سرباز برمی‌آید؟» غرض پاسخ به این پرسش نیست. غرض آن است که بدانیم اگر ملاک‌های اصیل، به درستی شناخته نشوند و اصول و فروع به دقت از یکدیگر تفکیک نشوند؛ نمی‌توان دانست که کجا باید عقب‌نشینی کرد و کجا باید کشته شد و نمی‌توان فهمید که رابطه عقل و عشق و جهاد و محاسبه چیست...نشناختن مواضع اصولی حسین(ع) تضادهایی را می‌آفریند که گاه می‌تواند سردرگم‌کننده باشد...این مواضع را بشناسیم...

 

مرز میان تواضع و قاطعیت...

حسین(ع) نشان داد که تواضع و قاطعیت با هم منافاتی ندارند. او می‌خواست بگوید که می‌توان به لحاظ اخلاقی متواضع بود و به لحاظ عقیدتی قاطع. او مرز میان تکبر و قاطعیت را به درستی می‌شناخت و نیز تفاوت میان تواضع و دمدمی‌مزاجی را... و ادب سنجه حسین(ع) بود برای بازشناختن این مرز... پاسخ حسین(ع) وقتی که از او پرسیدند:«ادب چیست؟»
شایان توجه است:«ادب آن است که از خانه خود خارج شوی و با هیچ‌کس برخورد نکنی مگر آن که او را از خود برتر بدانی...» این خصلت مکتب انبیاء است. حسینی که برتری‌جویی را منافی ادب می‌داند؛ همان است که بر سر حق و باطل معامله و مسامحه نمی‌کند... همان است که بر خلاف نسبی‌گرایان شکاک، در حق و باطل تردید نمی‌ورزد...

 

رسیدگی به محرومان؛ سنت حسین(ع)

یاری رساندن و خدمت بی‌توقع به مردم و محرومان توصیه‌ای است که حسین(ع) بر آن پای می‌فشرد. وقتی که بنی‌هاشم، بدن پرجراحت حسین(ع) را از میان انبوه اجساد مطهر شهدا بازشناختند، نشانه‌ای بر شانه‌های فرزند علی(ع) یافتند که نه به زخم شمشیر و نیزه می‌مانست و نه به جای سم اسبان. امام سجاد(ع) توضیح می‌دهد که این، نشانه کیسه‌های نان و خرمایی است که حسین(ع) شب‌هنگام به منازل فقرا و محرومان و یتیمان می‌برد و این کار هرشب او بود؛ بی‌آن‌که به نفرین و آفرین مردم چشم دوخته باشد رسیدگی به محرومان سنت حسین(ع) است. او می‌گفت به یکدیگر کمک کنید حتی اگر می‌دانید که از شما تشکر نخواهند کرد. او معتقد بود یاری‌رساندنی که بی‌توقع و بی‌تشکر باشد ارزش والاتری خواهد داشت. برآوردن نیازهای مردم در مکتب حسین(ع) نعمت خداست. حسین(ع) می‌گوید:«هرکس اندوهی را از دل مومنی بزداید خداوند، غم‌های دنیا و آخرتش را از میان برخواهد داشت.»

 انتهای پیام /  *

Back to Top

Template Design:Dima Group