هفته نامه سمنان امروز

گزارش تصویری

بازار گرم مهارت آموزی در مرکز فنی و حرفه‌ای سمنان
آیین اربعین شهید مدافع حرم عباس دانشگر
مراسم افتتاحیه مجموعه تاریخی، فرهنگی، پذیرایی زندگی
تشییع با شکوه پیکرمطهر شهید مدافع حرم، عباس دانشگر در سمنان
« سمنان شهر نان»
کوچه باغی که پر از رایحه باران است

138 10

میرک؛ سفر‌در‌هزاره‌ها ...

بازدید یکساعته از محوطه باستانی میرک و حضور در کنار تیم کاوش در این محوطه، برای دمیدن در آتش اشتیاق شنیدن درباره یافته‌های باستان‌شناسی کافی بود. به همین خاطر دو روز قبل، بخت آن را یافتیم تا با حضور در محل اسکان هیأت کاوش، با سرپرست این هیأت به گفتگو بنشینیم. 

دکتر حامد وحدتی‌نسب که البته چندان دل خوشی از خبرنگاران نداشت، فروتنانه و مهربانانه در این گفتگو به پرسش‌های ما پاسخ گفت. آن‌چه می‌خوانید حاصل گفتگوی ماست.

با توجه به ویژگی‌های خاص محوطه باستانی میرک، تحلیل شما از میزان تأثیر پژوهش‌های مرتبط با این محوطه بر گسترش دانش‌ها در حوزه باستان‌شناسی ایران و جهان چیست؟
دوره‌ای که ما هم‌اکنون در حال مطالعه بر روی آن هستیم در ایران کم‌تر شناخته شده است و به دلیل آن که با انسان‌های منقرض‌شده سروکار داریم در جهان به عنوان دوره‌ای جذاب تلقی می‌شود. نحوه زندگی انسان‌های منقرض‌شده، تغذیه و رفتار آن‌ها برای بسیاری از افراد موضوع جذابی است. این تیپ از فعالیت‌های باستان‌شناسی به ویژه پس از انقلاب در ایران به ندرت به انجام رسیده است. تلاش ما بر این بوده است که کاوش‌های باستانی در میرک به واسطه استفاده از توان نیروهای متخصص داخلی و خارجی در حد بالاترین استانداردهای جهانی صورت بگیرد. این کاوش‌ها به یکی از تاریک‌ترین زوایای زندگی انسان می‌پردازد. با عقب‌تر رفتن زمان در باستان‌شناسی، اطلاعات ما کمرنگ و کمرنگ‌تر می‌شود؛ چرا که یافته‌ها و داده‌های باستانی کم‌تر می‌شود. باستان‌شناس همچون کارآگاهی است که وارد صحنه جرم می‌شود؛ هرقدر زمان کم‌تری از وقوع جرم گذشته باشد، اطلاعات و مدارک بیش‌تری برای بازسازی صحنه جرم وجود خواهد داشت و به طور طبیعی هرچه زمان بیش‌تری بگذرد، بخشی از مدارک از دست می‌رود. متخصصانی که بر روی دوره‌های اسلامی نظیر ایلخانی و سلجوقی کار می‌کنند به مدارکی همچون بناها، کتیبه‌ها و سفال‌ها دسترسی دارند. برای این دوره‌ها تاریخ مکتوب وجود دارد و ما تا حد زیادی می‌دانیم که در این زمان‌ها چه اتفاقاتی رخ داده است. با عقب‌تر رفتن زمان تا حد ۴ تا ۵ هزار سال، با وجود آن که کماکان معماری وجود دارد، اطلاعات ما محدود خواهد شد. اطلاعات مربوط به انسان‌های متعلق به ۸ تا ۱۰ هزار سال پیش-که دوران نوسنگی خوانده می‌شود- باز هم محدودتر خواهد شد تا این که به بازه زمانی پیش از ۴۰ هزار سال قبل می‌رسیم. در این بازه ما در اوج محدودیت مدارک قرار داریم و برای تحلیل داده‌ها باید از علوم مختلفی بهره بگیریم. این گونه از فعالیت‌های باستان‌شناسی، دشواری‌ها و پیچیدگی‌های خاصی دارد و به همین خاطر پژوهشگران پرشماری در این حوزه کار نمی‌کنند. باستان‌شناسی در ایران غالبا بر دوره‌های اسلامی، شاهنشاهی و نهایتا نوسنگی متمرکز است؛ این در حالی است که ما به عنوان یک گروه محدود به فراتر از این زمان‌ها می‌پردازیم و به دوره‌ای به نام پارینه‌سنگی ورود پیدا می‌کنیم؛ و از این نظر کاوش اخیر یک اتفاق خاص و منحصربفرد است. نکته مهمی که در این میان وجود دارد آن است که میرک نخستین محوطه پارینه‌سنگی روباز ایران است که مورد کاوش قرار گرفته است. متخصصان دوره پارینه‌سنگی غالبا در غارها به دنبال بقایای انسان می‌گردند؛ اما کاوش‌های مربوط به محوطه میرک، در فضای باز، با دشواری‌های ویژه‌ای در یافتن ردپای انسان، و با شیوه‌هایی متفاوت صورت گرفته است.

آیا در پژوهش‌های خود موفق به سنجش نسبت این محدوده باستانی با نقاط واقع‌شده در مجاورت آن شده‌اید؟ به دیگر سخن؛ آیا نقش این منطقه را در نسبت با مناطق مجاور واکاوی کرده‌اید؟
پرسش اساسی این است که چرا ما بر این نقطه تمرکز کرده‌ایم؟ گستره جغرافیایی که ما در آن قرار گرفته‌ایم، حوزه محصورشده‌ای مابین کوهستان البرز در شمال و کویر در جنوب است؛ در واقع این دو مانع جغرافیایی دالانی را ایجاد کرده است، این دالان میان کویر و کوهستان، مسیر ترددی را برای انسان ایجاد کرده است. محوطه‌های مشابه میرک در غرب و شرق این مسیر وجود دارند. در سمت شرق و در جنوب دامغان محوطه چاه جام و در سمت غرب محوطه صوفی‌آباد را شناسایی کرده‌ایم و اگر این شناسایی‌ها ادامه پیدا کند این تیپ استقرارهای انسانی مشاهده خواهد شد.

کشف بقایای فسیل انسانی در محوطه باستانی میرک از چه جهاتی حائز اهمیت است؟
کشف فسیل انسانی، اتفاق مهمی است که ما به جز یک قطعه استخوان ساعد-که تعلق آن به انسان موردبحث قطعی نیست- تقریبا در ایران شاهد آن نبوده‌ایم؛ این در حالی است که در مجاورت ایران، ده اسکلت کامل از این انسان یافت شده است؛ بنابراین هیچ دلیلی مبنی بر عدم زندگی این انسان در ایران وجود ندارد؛ ضمن آن‌که ما محوطه‌هایی که ابزارهای سنگی این انسان در آن‌ها کشف شده است را در ایران یافته‌ایم که میرک یکی از آن‌هاست. به طور طبیعی با کشف بقایای انسانی، زوایای جدیدی برای گفتگو درباره انسان در دوره‌های بسیار کهن گشوده خواهد شد؛ از جمله آن که امکان مقایسه بقایای این انسان در میرک با دیگر بقایای کشف‌شده در منطقه و جهان فراهم می‌شود.

وضعیت استفاده از کربن ۱۴ برای تعیین عمر اشیاء باستانی در ایران به چه صورت است؟
این شیوه با خطاهای بسیار زیادی همراه است و افزون بر این تکنیک AMS نیز در ایران مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. دانشگاه تربیت مدرس سال‌ها قبل دستگاه کربن ۱۴ را خریداری کرد؛ اما با توجه خارج شدن این دستگاه از کالیبراسیون به دلیل عدم کارکرد و عدم تربیت کارشناس برای استفاده از این دستگاه، این دستگاه عملا از حیز انتفاع افتاد. پیش‌تر پژوهشکده حفاظت و مرمت میراث فرهنگی یک سری متدها همچون ترمولومینسانس را مورد استفاده قرار می‌داد. تکنیکی که ما در ارتباط با تپه میرک برای گاهنگاری از آن استفاده می‌کنیم تکنیک OSL نام دارد که از طریق آن واپسین تابش نور به یک سطح مشخص می‌شود. این تکنیک برای اشیاء باستانی مربوط به ۴۰ تا ۱۵۰ هزار سال قبل به خوبی پاسخگوست.

تخمین شما از عمر اشیاء باستانی کشف‌شده در تپه میرک در همین حدود است؟
یکی از اهداف ما در کاوش اخیر تعیین سن دقیق این اشیاء و محوطه باستانی است؛ اما به طور کلی می‌دانیم که این اشیاء متعلق به بازه زمانی ۴۰ تا ۲۰۰ هزار سال گذشته هستند.

نوع انسانی که در این بازه زمانی و محدوده جغرافیایی وجود داشته، مشخص شده است؟
ابزارهای سنگی یافت‌شده در این محوطه و تیپولوژی ابزاری نشان می‌دهد که انسان‌های نئاندرتال در این محدوده زندگی می‌کرده‌اند. نئاندرتال‌ها حدود ۲۷ هزار سال پیش منقرض شدند.

نئاندرتال‌ها در چه گستره جغرافیایی می‌زیستند؟
در اروپای غربی، خاورمیانه تا جنوب سیبری.

انسان‌هایی که از طریق سیبری به قاره امریکا رفتند چه گونه‌ای از انسان‌ها بودند؟
آن‌ها انسان‌هایی همچون ما بوده‌اند که در حدود ۱۳ هزار سال قبل از طریق تنگه برینک به قاره آمریکا رفتند. پس از انقراض نئاندرتال‌ها، حیات انسان هوشمند آغاز می‌شود.

چه انواعی از ابزارهای سنگی در محوطه میرک شناسایی شده است؟
اغالب ابزارهای یافت‌شده بسیار ساده هستند. انسان در ۵۰ هزار سال قبل زندگی چندان پیچیده‌ای نداشته و احتمالا جمع‌آوری مواد غذایی، شکار کردن و لاشه‌خواری مهم‌ترین فعالیت‌های این نوع انسان بوده است. ابزارهای سنگی اغلب برای برش گوشت، پاک کردن پوست، شکل دادن به چوب، سوراخ کردن استخوان و شکار به کار می‌رفتند. امکان تورق این ابزارهای سنگی به دلیل ساختارهای خاصی که دارند وجود داشته است و این یکی از مسائل مهم در ارتباط با این ابزارهاست.

آیا می‌توان گفت که با توجه به نوع ساختار این ابزارها، انسان در انتخاب سنگ‌ها برای ساخت ابزار، قدری هوشمندی به خرج داده است؟
قطعا. انسان‌ها برای یافتن سنگ‌های مناسب به منظور ساخت این ابزارها مسافت زیادی را می‌پیمودند و می‌دانستند که باید از چه نوع سنگی استفاده کنند. نوع ضربه زدن به این سنگ‌ها نیز با دقت زیادی صورت‌گرفته است؛ در واقع می‌توان گفت این ابزارها با هوشمندی ساخته می‌شدند.

با این حساب تعریف انسان هوشمند چیست؟
این که گونه‌ای از انسان را به نام انسان هوشمند می‌شناسیم به معنای آن نیست که نئاندرتال‌ها از هوش بی‌بهره بوده‌اند. انسان نئاندرتال از ۲۲۰ تا ۲۶ هزار سال قبل، یعنی گستره‌ای در حدود ۲۰۰ هزار سال زندگی کرده است؛ بنابراین انسان ابله و کودنی نبوده است. منتها انسان‌های هوشمند از گونه ما، ظرفیت‌های ادراکی بیش‌تری نسبت به نئاندرتال‌ها دارند. هنر و نمادگرایی دو موضوعی است که در مغز ما به خوبی تعریف‌شده است. کشیدن نقاشی و برقراری ارتباط مابین نمادها از ویژگی‌های بیش‌تر بودن این ظرفیت‌های ادراکی است. سخن گفتن ما با یکدیگر و مفاهمه‌ای که در خصوص معنای واژگان داریم نیز نشانه‌ای از افزون‌تر بودن ظرفیت‌های ادراکی ماست. انسان نئاندرتال احتمالا از فهم مفهوم نمادی همچون تابلوی ورود ممنوع عاجز بوده چرا که مغز او تنها تناظرهای یک به یک را درک می‌کرده است.

یافته‌های باستان‌شناسی در تپه میرک، به طور مشخص چه بخش‌هایی از پازل باستان‌شناسی ایران و جهان را تکمیل خواهد کرد؟
این بخش از باستان‌شناسی، بخشی است که به دلیل کم‌شمار بودن متخصصان و دشواری کار، در ایران کم‌تر مورد توجه قرار گرفته است. در این گونه کاوش‌ها چندین گروه متخصص در حوزه‌های مختلف از ژئومغناطیس، جانورشناس و گیاه‌شناس تا گرده‌شناس، متخصص ابزار سنگی و اقلیم درگیر کار می‌شوند.

ما در ایران تا چه میزان از این تخصص‌ها برخورداریم؟
ما در ایران از وجود متخصص ژئومغناطیس و ابزارهای سنگی بهره‌مند هستیم؛ اما از وجود متخصصان دیرین‌اقلیم و زمین‌باستان‌شناس بی‌بهره‌ایم که به همین خاطر از متخصصان خارجی استفاده می‌کنیم. برای استفاده از اطلاعات جانورباستان‌شناسان و گیاه‌باستان‌شناسان نیز نیازمند ارتباط با متخصصان خارجی یا متخصصان ایرانی ساکن کشورهای خارجی هستیم. به دلیل آن‌که داده‌ها در این حوزه بسیار شکننده و ظریف هستند و استخراج اطلاعات از آن به مهارت بالایی نیاز دارد ما برای معنادار ساختن داده‌ها ناگزیر به استفاده از علوم بسیاری هستیم.

هم‌اکنون دو متخصص فرانسوی در تیم کاوش تپه میرک حضور دارند؛ پیش‌تر نیز متخصصان فرانسوی در کاوش‌های مربوط به تپه سیلک کاشان نقش بسزایی داشتند. درست است؟
فرانسوی‌ها آغازکننده کاوش‌های باستان‌شناسی در ایران هستند؛ کاوش‌هایی که از صد سال قبل و در زمان ناصرالدین‌شاه در شوش آغاز شد. در سیلک نیز کاوش‌های اولیه توسط متخصصان فرانسوی انجام شده بود؛ بعدها آمریکایی‌ها نیز در این منطقه اقداماتی را صورت دادند.

محدوده جغرافیایی میرک در طول سالیان دراز به لحاظ اقلیمی دستخوش تغییراتی شده است؛ آیا پژوهش‌های شما اطلاعات متقنی را در ارتباط با دگرگونی‌های اقلیمی در این محدوده به دست داده است؟
تشخیص اقلیم‌های پیشین این محدوده باستانی از دیگر اهداف کاوش‌های ما بوده است. بی‌تردید انسان نئاندرتال توانایی زیستن در فضای جغرافیایی کویری را نداشته است. برای زندگی کردن در کویر، حفر چاه و احداث قنات ضرورت دارد. این فعالیت‌ها متعلق به ۲ هزار سال اخیر است؛ بنابراین حتی انسان هوشمند نیز قادر به انجام آن نبوده است. زندگی در کویر مسئله نسبتا جدیدی است. پراکنش وسیع ابزارهای انسانی نشان‌دهنده آن است که انسان‌های فراوانی در این محدوده حضور داشته‌اند. مطالعات رسوب‌شناسی ما نشان می‌دهد که محدوده مورد کاوش، منطقه‌ای کاملا مرطوب بوده است. بقایای شکارهای به دست آمده نیز نشان می‌دهد گونه‌ای از حیوانات که به طور معمول در مناطق مرطوب و جنگلی زیست می‌کنند در این محدوده حیات داشته‌اند. خود رسوبات مورد پژوهش نیز مربوط به نواحی مرطوب همچون جنگل و مرداب است؛ در واقع جایی که ما امروز آن را به شکل کویر می‌بینیم در برهه‌هایی از زمان، منطقه‌ای کاملا مرطوب بوده است.

آیا می‌توان گفت که با یافته‌های باستان‌شناسی جدید در میرک تاریخ محدوده جغرافیایی که امروز سمنان می‌خوانیمش کهن‌تر شده است؟
شما می‌توانید بگویید که جایی که امروز به عنوان سمنان شناخته می‌شود دارای پیشینه حضور انسان تا ده‌ها هزار سال است؛ اما مسلم است که در سخن گفتن از چندده هزار سال قبل سمنان یا هر شهر دیگری به معنای تقسیمات کشوری که امروز می‌شناسیم وجود نداشته است.

آخرین یافته‌های باستان‌شناسی چه اطلاعاتی درباره خاستگاه انسان در اختیار بشر گذاشته است؟
خاستگاه انسان‌های مشابه ما، مربوط به شرق آفریقا و حدود ۱۵۰ هزار سال قبل است که به تدریج از این محدوده جغرافیایی پراکنده شده‌اند. خاستگاه نئاندرتال‌ها نیز اروپا تشخیص داده شده است. انسان‌های راست‌قامت نیز پیش از نئاندرتال‌ها، ۲.۲ میلیون سال قبل در آفریقا زندگی می‌کردند که از آن‌جا به اروپا و آسیا و از جمله ایران آمده‌اند. انسان ماهر نیز ۲.۶ میلیون سال قبل در آفریقا زندگی می‌کرده است. این تیپ‌های انسانی متفاوت، با حجم‌های جمجمه متفاوت، و هوش و استعداد متفاوت از انسان امروزی زندگی می‌کردند اما به لحاظ ریخت‌شناسی و رفتاری، انسان‌های امروزین از گونه‌های پیشین خود تا حد اطلاق واژه «انسان» فاصله گرفته‌اند.

انتهای پیام/*

Back to Top

Template Design:Dima Group